توی دست های تو باید، به سیگار هم حسادت کرد

رو تختی جدید مامان زشت است. تیره با گل های درشت بی روح. دوست دارم راجب ته سیگار رستاک صحبت کنم. چند وقت پیش بحث جدی ای کردیم. بلد نیستم طوری راجب جدیت بحثمان بنویسم که به طور کامل درک کنید تا چه اندازه جدی بود. در مورد سیگار بحث کردیم. قرار شد اگر دوباره با لذت توصیف اش کردم تا یک ماه قید حرف زدن را بزنم. واقعیت این است که احساس خالیدگی می کنم. نیاز دارم دوباره برنامه های هفتگی را از سر بگیرم .درس. موسیقی خوب گوش کنم همراه با یک کتاب خوب. تمام این سه روز روی روتختی زشت مامان گذشت. جز شیش تا دوازده شب دیروز. مهمان بودیم و بعد از تاریک شدن هوا مدام به بیرون از پنجره نگاه می کردم. حتی وقتی سارا صحبت می کرد. چراغ ها ردیف، بین آن همه سیاهی روشن شده بودند. جذاب بود. پنجره ی چند واحد از آپارتمان رو به رویی هم از آن جا دیده می شد. واقعیت این است که آهنگ های رستاک فقط زمانی می چسبد که عاشق باشی. وقتی این احساس احمقانه ی دوست داشتنی نباشد لطفی ندارد. یعنی ته سیگار در ساعت هفت عصر امروز لطف هفت عصر یک دوشنبه ی مردادی را، مثلا در دوسال قبل، ندارد. چند وقت پیش مادام توی سرم انداخت کتاب ناتور دشتم را، آن نسخه ی محبوبش را، تنها نسخه ای که هولدن در آن زنده است و به معنای واقعی کلمه در آن نفس می کشد، پست کنم برای یعقوب کذاب. مطمئنم با توضیحاتی که برایش می نویسم درک می کند چه حسی نسبت به این کتاب دارم و چقدر ارزشمند است. اما واقعیت این است که من دل کندن بلد نیستم. همان بهتر که یعقوب کذاب برایم یک آدم فضایی و رویایی باشد. بله او مجازی نیست. او برای من کاملا رویایی ست. انقدر این روزها برای همه توضیح داده ام که اگر بگوییم فیلمی مصداق بارز دیاثت فرهنگی ست اصلا چیز بدی نیست خسته شده ام. فکر می کنم آگاهی دادن از سخت ترین کارهای دنیاست. مخصوصا اگر بخواهی تک تک آدم ها را قانع کنی. هی زور می زنم این " به من چه" ی گنده وسط ذهنم را خاموش کنم تا چشمک نزدند. من قرار است کار های بزرگی بکنم. به من چه شروع بی تفاوتی هاست. برایم از مضرات سیگار می گویید ؟ اصلا نمی فهمم یک شوخی درباره ی سیگار چرا تا این اندازه جدی شد.  

پینوشت: عنوان بخشی از آهنگ ته سیگار که لینک اش در متن هست

۲
ـــــ ققنوس ـــــ
۱۹ مرداد ۱۱:۳۳
خیلی هم جذاب و خوب
قلمت پایدار

پاسخ :

مچکرم:)
در مسیر شدن
۲۰ مرداد ۲۱:۴۶
با رستاک حلاج سال 91 آشنا شدم
تا اسم رستاک رو میارم باید به همه توضیح بدم که این رستاک با اون گروه رستاک متفاوته...
سه تا آهنگ قدیمی داره که هنوز دوستش دارم(کارای اخیرش رو نمیپسندم)
یه بخشایی اش که برام خوشاینده اینه:
تو میخندی ... حواست نیس .... تنم میلرزه و میری ... حواست نیس
حواسم هست و میمیرم ... حواست نیس
+
چه جذابی چه گیرایی چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد(این مال سیگارشه گمونم)
+
با تو یک دانشگاه سیگاری شده

پاسخ :

این اخری رو نشنیدم ولی چ باحال بود:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان