ریچارد اودون

معمولا در مواجهه با عکس های پرتره ای که در استودیو گرفته می شود، وقتی سوژه حالت خاصی به خود گرفته، ترسان، متفکر، مضطرب یا هر حالتی دیگری که شاید اسمی هم برایش وجود نداشته باشد، این سوال همیشه برای من وجود داشته که حس عکس مصنوعی ست؟ این عکس مصنوعی ست؟ عکس مصنوعی تاثیر گذار است؟ 

به گمانم سوژه ها، انسان ها و چهره هادر این نوع عکس ها فقط ابزار هستند. برخلاف پرتره ی مستند، که تو درباره ی زندگی سوژه ی عکس فکر می کنی و حتی ممکن است با او به خاطر شرایط زندگی اش همزاد پنداری کنی، در این نوع پرتره ها، فقط به حسی که نگاه سوژه منتقل می کند فکر میکنی نه به چیز دیگری. نه به خود آدم. به حسی که قرار است از حالت چهره ی آدم درون عکس بگیری فکر میکنی نه به زندگی سوژه. حالت لحظه ای چهره. مصنوعی نیست. بسته شدن کادر روی صورت یا نور پردازی یا زمینه ی سفید فقط تو را متوجه ثانیه ای از حقیقت می کند که متوجهش نیستی. مثلا حالت چهره ی مرد درون عکس ممکن است این تصور را در تو ایجاد کند که او یک انسان معمولی نیست. از جای دیگری آمده. پس مصنوعی ست. در صورتی که مرد ممکن است بعد از خارج شدن از استودیو به خانه برگردد. مثل تمام آدم های معمولی ناهار بخورد یا تلویزیون تماشا کند. 

به نظرم ماجرا مثل عکس گرفتن از یک قطره آب است، بدون منبع و فضایی که قطره در آن وجود داشته. قطره بعد از آنکه افتاد راه می رود. بخار می شود. نفوذ می کند. مثل تمام قطره های دنیا. ولی در آن لحظه، وقتی در هوا معلق است و فقط در آن لحظه او را می بینیم، چیزی احساس می کنیم که ممکن است باعث شود قطره غیر طبیعی به نظر برسد. متفاوت از بقیه ی قطره ها.

ریچارد اودون، از سوژه های انسانی به طور ویژه ای عکاسی می کرد. حالت های ویژه. که ابدا تو را متوجه سوژه نمی کرد. بلکه عکس قرار است به وسیله ی سوژه چیز دیگری را به تو منتقل کند. عکس های مدلینگ او در آن زمان از خلاقانه ترین عکس ها بودند. چون او دیگر مدل را محدود به نورپردازی و فضای درون استودیو نمی کرد  و آن ها را ثابت نگه نمی داشت. بلکه در فضای آزاد، موقع رقصیدن یا پرش یا راه رفتن از مدل ها عکس می گرفت. 

عکس مدلی که در کنار فیل ها قرار گرفته گران ترین عکس در حراج پاریس است که سال 1978 به فروش رفت. فیل و مدل. گاهی هم عناصر اضافه ممکن است آدم را بیشتر متوجه سوژه کند. به شرطی که سوژه به جای لبخند زدن و انداختن دست پشت گردن فیل، شکل ویژه تری به خودش بگیرد.


به گمانم عکس مصنوعی، عکسی خواهد بود که چروک چهره ی انسان در آن پوشانده شود. و یا هر تداخل دیگری در فیزیک طبیعی بدن انسان. ولی ریچارد اودون نه تنها هیچ عکسی را روتوش نمی کرد، بلکه سعی می کرد روی طبیعت انسان تاکید بیشتری داشته باشد. حالت چهره ی سوژه ها او، معمولا با ایجاد رابطه به دست می آمدند و واقعی بودند. مثل اینکه ریچارد اودون از سوژه اش می پرسید:" به نظرت خدا وجود داره؟" و از تفکری که روی چهره نمایان می شد عکس می گرفت. به نظرم عکس های او مصنوعی نیستند. حس عکس های او مصنوعی نیست. بلکه به آدم چیز جدیدی ارائه می کند. احساساتی یا حالت هایی که ثابت یا همگانی نیستند و نشده که برای آن ها اسمی انتخاب شود.

اما سوالی که برایم هست. همه عکس ها در این باره موفق هستند؟ چطور باید در این نوع عکس برداری موفق بود؟ به گمانم فکر کردن به واقعیت نه تخیلات غیر واقعی و همین طور ارتباط با سوژه کارساز باشد. خیلی. به گمانم.

۲
פـریـر ...
۱۹ بهمن ۱۹:۳۹
ولی چرا من با این عکسا ارتباط نمی گیرم؟ مثل این عکس دومیه...

پاسخ :

:)
مهدی ...
۱۹ بهمن ۲۱:۰۴
این پست هاتون که در مورد عکس ها و عکاس هاست فوق العاده ست ( این و بیل برانت و .. )

اگه یه تگ هم براشون اضافه کنید عالی میشه..ممنون :)

پاسخ :

فکر کنم سه چهارتا دیگ موندن. تموم ک شد حتما دسته بندی شون میکنم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان