سنجاب ماهی عزیز

چند صفحه ی اولِ "خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت" بودم که "سنجاب ماهی عزیز" به دستم رسید. شرمن را گذاشتم کنار و از لمس کردن کتاب بلاگر محبوبم گل های ریز بنفشی پوست گردنم را شکافتند و بیرون آمدند و کل بدنم را پر کردند. همه ی امروز را خواندم و نوشتم و به نینا اسدی، به سنجاب ماهی عزیز و به فریبا دیندار فکر کردم. آمدم بگویم اگر واقعا به دنبال لذت بردن هستید بدون آنکه به این فکر کنید سنتان در گروه سنی کتاب هست یا نه، حتما سنجاب ماهی عزیز را بخوانید. به گمانم توانایی این را دارد که ذهن هرکسی را رنگی رنگی و پر از ایده و خلاقیت کند و روح آدم تازه شود. جدی جدی. بامزه است و شخصیت اصلی حسابی جذاب است. باحال. خیلی باحال.

پینوشت: نامه ام برای فریبا که توضیح بیشتری داده ام در مورد احساساتم نسبت به کتاب، اینجاست/ کلیک/

۲
پرتقالِ دیوانه
۲۶ بهمن ۰۰:۰۰
نامتو قبل اینکه این پستو بذاری خونده بودم
اصن تعجب کردم اسم آشنا دیدم :)))
تو از کجا خریدی کتابو؟

پاسخ :

تعجب چرا؟:)
اینجا:کلیک
.: جیرجیرک :.
۲۶ بهمن ۰۰:۰۱
اتفاقن صفحه ی هویج رو می خوندم و رسیدم به اسم فرستنده ی نامه گفتم عه اینکه نرگس خودمونه :)  

پاسخ :

نامه رو از ته قلبم نوشتم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان