هیچی دیگه. همین

تو چیزی به دست نیاوردی. بعد هیجده سال تقریبا هیچی نداری بخوای به کس دیگه ای بدی. پس لطف کن فقط یک داستان خالی بساز همین. لازم نیست بخوای مفهوم فلسفی ای رو بذاری وسط داستانت چون مثل تمام فیلم سینمایی های ایرانی گند از آب درمیاد. اینا رو دارم هی به خودم میگم. منظورم اون فیلم سینمایی های ایرانی ای هست که کارگردان اصرار داره حتما یه چیزی بگه. بدون اینکه خودش به اون قضیه رسیده باشه. بعد به گند ترین شکل ممکن این کار و می کنه. جدی میشینن تو جمع هم از فیلم "دختر" تعریف می کنن بقیه هم می گن به به و چه چه؟ این روزا خیلی متهم میشم به اینکه چون نقدای فراستی و می خونم تاثیر میذاره رو نظراتی که راجع به فیلم ها میدم ولی مگه فکر میکنین به جایی م حساب می کنم این حرفا رو؟ نه. به هیچ جام حساب نمی کنم. البته نقد فراستی و راجع به "دختر" نخوندم. فقط دیدمش و به نظرم مزخرف تمام بود. یه فیلم گذرا که تو خاطر هیچکی نمیمونه، تو لحظه ام نمیشه ازش لذت برد بس که داستان دم دستی ای داشت. پسر واقعا کسل کننده بود. فیلم که حرف نیست از حرفش خوشت بیاد. البته که حرفش حرف دل من بود ولی خیلی گند حرفشو زد. همون بهتر بود که نمیزد. میخوام بگم شنیدن نقد های فراستی باعث شد خیلی چیزها یاد بگیرم. مثل همینکه چطور یه فیلم و ببینم. اصلا در مورد خود داستان نویسی و شخصیت پردازی و اینکه چیکار کنم داستان سیر منطقی داشته باشه. حالا جدا از کار چیزهای معنوی هم ازش یاد گرفتم. معنوی واژه ی مزخرفی ولی کلمه ی دیگه ای پیدا نمی کنم بتونم منظورمو برسونم. مملکت ما یه پرویز پرستویی داشت که بهش مینازیدن اونم میگه نقد باید خفه شه. به چی دلمون خوشه؟ آقا امروز پشت تلفن حرص خورد. تقریبا همین حرف و زد. حق میدم بهش وقتی به مادر کسی که گفته هنر نزد ایرانیان است و بس فحش میده. حق داره. نوشتنم خیلی بد شده. خودمم دیگه حوصله م نمیگیره بخونمشون. داشتم متن های دوران شونزده سالگی هانیه رو می خوندم ازش بدم اومد. خیلی بده آدم تو شونزده سالگی انقدر خوب باشه. متنفرم که در تمام طول زندگی م انقدر خوب نبودم. نمی فهمم چرا انقدر این احساس خوب نبودن داره اذیتم میکنه. انگاری خودم باید خوب باشم ولی خودم نیستم و از این خود نبودن خیلی ناراحتم. انقدر درگیر مسائل بیخودی و الکی ام که از تمام مسائل بیخودی و الکی حالم داره بهم میخوره. خیلی بیخودی و الکی. میخوام بشورم بریزم همه رو بره. همین چند دقیقه ی پیش داشتم مناظره نگاه می کردم. اون موقع ها نه سالم بیشتر نبود. اون موقع هیچی نمی فهمیدم الانم هیچی نمی فهمم. شبنم فقط با نگرانی بهم گفت:" چی می نویسی تو وبلاگت؟ چیزی راجع به مناظره ای که دیدی ننویسی ها". می خوام بگم خوش به حالتون اگه از نظر عقیدتی به یک اطمینان و قطعیتی رسیدین. درست و غلط فرقی نمیکنه فقط همین ک مطمئنین کافی. نمیدونین من حتی وقتی دارم راجع به بدیهیاتم ک حرف می زنم چقدر نامطمئنم. حس بدی. آدم دلش میخواد همیشه مطمئن باشه. انگار تو برزخم. نمی فهمم چرا انقدر نوشتنم بد شده. حرفای این روز های آقا منو به شک انداخته. فکر می کنم اصلا آدمش نیستم. دیروزی یکی تو اینستاگرام بهم گفت سادیسم دارم. آخه نوشته بودم حال می کنم اینا انقدر حرص میخورن از دست فراستی. منظورم از اینا پرویز پرستویی بود. اونم نوشت سادیسم داری. من خندیدم بهش. بهترین راهه. تا آخر عمرم راجع به فراستی با کسی بحث نمی کنم. یه مجسمه دیدم کلش کلا دیوار بود. یه آجرم از دیوار افتاده بود روی بینی مجسمه هه دماغش چین خورده بود و چشماش بسته شده بود. میخوام بگم بحث کردن با آدمای کله دیواری بی فایده است. وقتی نمی فهمن نمی فهمن دیگه. کاملا بدون استدلال. تو سادیسم داری. مثلا خود همین قضیه ی سادیسم. یک مسئله خیلی بیخود و الکی. دلم می خواد یه روز یه کاراکتر حسابی باشم. نمیدونم چرا انقدر ناخوشم. خدا خودش بخیر کنه.

۶
اسماعیل غنی زاده
۰۴ اسفند ۲۳:۰۳
متن خیلی خوبی بود، خوب باهاش ارتباط برقرار کردم

پاسخ :

من ب این کامنت نیاز داشتم.مرسی اسماعیل غنی زاده:)
پژی
۰۴ اسفند ۲۳:۳۷
نرگس اینو دارم از ته دل و کاملا جدی میگم تو خیلی چیزا خیلی خیلی چیزا چه با نوشته های قشنگت چه با حرف های خوبت بهم یاد دادی
انگاری که تو فراستی هستی واسه من خخخخ فراستی از این نظر که بهم چیز یاد دادی
یه چند تاشو میگم که مطمئن شی:مثل این که درباره هر موضوعی زیاد فکر کنم
مثل این که بی فکر حرف نزنم
مثل این که زود قضاوت نکنم
مثل این که بیشتر با هم مهربون باشیم
مثل این که به هیچ جام نباشه خخخخخ
و خیلی چیزای دیگه
سه شنبه داشتم تو راه کلاس تو ماشین به ماعده میگفتم که منم یه وقت هایی مثه تو احساس میکنم تو برزخ هستم انگار تو یه خاب خیلی عمیق عمیق که هنوز بیدار نشدم

پاسخ :

تو رفیق جانی:*
دلم میخواد بعد این حرفات یه سیگار بگیرونم برم بشینم تو ایوون هی فرت و فرت پُک بزنم. ولی در این مرحله فقط اجازه بده غش کنم:*

بیا یه مدت بریم تو خودمون شاید به یه چیزایی رسیدیم...
مادام کاف
۰۵ اسفند ۰۹:۲۹
خب پ اگ درباره فراستی بحث نمیکنی ک هیچی:))اما خب واقعن ادم بیخودیه.این و با دلیل میگم ن مث خیلیا ک فقط نقداشو میخونن.

اما خب باید اعتراف کنم من ی دوره ای شدیدن مث تو شدم.خیلی احساس بیخود بودن میکردم.وقتی میدیدم مثلن مثلن ترانه اولین سیمرغشو تو 22سالگی گرفته و من هنو هیچ غلط مهمی نکردم باورت میشه اعصابم خرد میشد:|اما بعدش تکیه کردم ب توانایی هام و ب چیزی ک عاشقشم تا بتونم ازش ی حس خوب دربیارم...

پاسخ :

اقا اقا نقدشو نقد کن چرا کل شخصیتشو میبری زیر سوال:دی :))

به نظرم ب میزان تلاشی هم ک ادما میکنن بستگی داره. من ک صبح تا شب رو تخت درازم واقعا نباید توقع چیز خیلی خوبی از خودم داشته باشم. چ خوب ک درک میکنی:* الان توانه علی دوستی هم ب لیست ادما افسرده کننده ی من اضافه شد:دی
سارای بانو
۰۵ اسفند ۱۱:۳۳
ناممکن و اطمینان نداشتن :)
کافیست :)
و تمام :)

پاسخ :

خیلی بده بگم در کل نفهمیدم چی شد؟:دی
مادام کاف
۰۶ اسفند ۰۲:۰۹
نقدش ک هیچی بکنار.من خودشو دارم میگم عزیزم...

پاسخ :

ب نظرم بی انصافی در ازای نقد یه اثر صاحب نقد و بکوبونیم
فراستی فیلم و نقد میکنه نه صاحب فیلم و
ما ام باس نقد فراستی و نقد کنیم نه اینک کل شخصیتشو ببریم زیر سوْال:)
مادام کاف
۰۷ اسفند ۲۳:۰۴
ببین من همه اینارو میدونم عزیزم.اما من دارم ب جایگاه ادما نگاه میکنم.یعنی ادما خودشونم باس ب جایگاهشون نگاه کنن.ب موقعیتشون.فراستی ی الگوعه.من با حرف جمشید مشایخی موافقم ک میگه:هنرمند باید خوب باشه.چون الگوست.فراستی اولین منتقدی ِ ک همه میشناسنش.اما خودش ب عنوان یک منتقد چیزای درست زیادی رو در رفتارش زیر سوال برده.و این غلطه.من نمیگم چون منتقده بی عیب باشه.هیچ کس مبرا از عیب نیس.اما باید در جلوی چشم هزاران ببیننده مبرا از رفتارهای نادرست باشه.رفتارهای نادرستی ک ب وفور دیده شده.

پاسخ :

من فراستی و دوست دارم ولی قبول دارم گاهی خیلی بی أدب میشه.تو فرهنگ ما خیلی این بی ادبی ها پذیرفته نیست قبول دارم.ولی قابل دفاع چون ک باز ب عنوان منتقد فقط هر بی ادبی ام کنه ب اثر توهین کرده نه صاحب اثر.تو ام ب نظرم بهتره خود نقدشو نقد کنی.هر چن ک من با ادبیاتش حال میکنم خیلی از منتقدان معروف سینمایی دنیا با همین لحن نقد میکنن:دی قبول دارم قبول دارم تو فرهنگ ما پذیرفته شده نیست
ب طور کلی با ادبیاتش مشکلی ندارم
ولی قبول دارم
اما
اما
در ازای نقد بازم میگم شایسته نیست منتقد و زیر سوْال ببریم و بهش بگیم ادم فروش و اینا
در نهایتم بوس رو لپت:*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان