جکسون پولاک

"من می توانم جریان رنگ را روی بوم مهار کنم. آنها طرح های تصادفی نیستند"

"جکسون پولاک"

 همان مردی که قبل از نقاشی کشیدن سیگارش را روشن می کند. به گوشه ی لبش تکیه می دهد و چند دور اطراف صفحه ی بزرگ سفیدی که کف زمین خوابانده قدم می زند. صفحه ی سفیدی که قرار است آینه ی تمام آنچه که در ضمیر ناخودآگاه پولاک اتفاق می افتد باشد.

متولد سال 1912. در ایالت وایومینگ. او را از پیش گامان جنبش اکسپرسیونیسم می دانند. کسی که نگاه اکثریت را از پاریس به عنوان قطب هنری، به سمت نیویورک کشاند. ساختار شکن آمریکایی که تا قبل از او کسی مانندش نقاشی نمی کرد.

اگر اثر باید حرف هنرمند باشد، پس صحبت هنرمند در توضیح اثر اضافی ست. بنابراین پولاک خیلی درباره ی آثارش به کسی توضیح نمی داد. تنها جمله ای که می شود درباره ی توضیحات او از نقاشی های پیدا کرد همین است:" من می توانم جریان رنگ را روی بوم مهار کنم. آنها طرح های تصادفی نیستن". مدت ها بعد با بررسی نقاشی های پولاک متوجه الگویی شدند که در تمام نقاشی های او ثابت است. او رنگ ها را روی بوم می پاشید و الگوی های فراکتالی به وجود می آورد. کاری که ابدا تصادفی و از روی احساسات نبود.

دوستان او می گویند که پولاک مدت ها زیادی به مناظر و طبیعت خیره می مانده. و من فکر می کنم که حتما به هرچیز دیگری که در اطراف او اتفاق می افتاده هم نگاه عمیق تر و دقیق تری داشته. نقاشی های پولاک، تجربه و درک او از تمام مفاهیم و اشیا اطراف اوست. کاری که او انجام می دهد، ساخت تصویری از ذات پدیده های اطراف با استفاده از رنگ هاست. 

ذات اشیا و یا مفاهیم و چیز هایی که برای وجود داشتن نیاز به محیط مادی ای ندارند، مثل نگاه های مختلف یا احساسات مختلف، شاید به طور عینی تنها با این سبک قابل نمایش دادن باشد. هنر به پولاک کمک می کند تا مفاهیمی که با آن ها سر و کار دارد و افکار و احساساتش را در مورد مسائل اطرافش تثبیت کند و به نمایش در بی آورد. او به ذهنیاتش و نحوه ی تصویر کردن آن ها به قدر کافی تسلط دارد. نبودن طرح های تصادفی در تمام نقاشی های او این موضوع را اثبات می کند.

مسلما درک هر انسان و هر ذهنی از محیط اطراف با شخص دیگری متفاوت است. وقتی موضوع از اشکال قرار دادی و مشترک ذهن ها فراتر میرود، شخصی می شود و خارج از قانون و چهارچوب عمل می کند. درکش توسط شخص دیگری سخت می شود. ذهنی که بتواند تابلو های نقاشی جکسون را با تمام وجود درک کند و حس و تصویر ذهنی مشترکی از ذات مفاهیم و اشیا را با پولاک داشته باشد اصلی ترین مخاطب اوست که تعداد این آدم ها به خاطر کم بودن درصد شباهت عینی ذهن ها نباید چندان زیاد باشد. 

من به عنوان مخاطبی که نمی تواند از این دست باشد، به اسم تابلو ها توجه زیادی می کنم. اینکه بفهمی تصویر و رنگ هایی که میبینی ذهنیت پولاک درباره ی ذات کدام پدیده است تا حد زیادی به درک اثر کمک می کند. به علاوه خیره شدن به رنگ ها، ترکیب رنگ ها و اشکالی که روی بوم پدید آمده اند جذابیت بصری ای دارند که حس خوشایندی به مخاطب می رساند. بنابراین نمی توان گفت هنر پولاک به طور صد در صدی یک هنر شخصی ست.

ما بین نقاشی هایی که می دیدم، وقتی به نقاشی شعله رسیدم برایم جالب بود که می توان فهمید که او یک شعله است. آتش. رنگ ها به علاوه اشکالی که کاملا تداعی کننده شعله کشیدن هستند. یعنی برای شخصی که از پس تفکیک شکل ذاتی و ظاهر مسائل بر می آید، ذات و ظاهر شعله و آتش شبیه به هم هستتند. آتش، مانند خودش است.

پولاک از همان ابتدا راه نقاشی و هنر را پیش گرفت. جلوی دوربینی که قرار بود مستندی از زندگی اش بسازد نمی توانست نقاشی کند و همین باعث می شد مدام مست کند. دائم الخمری که در روز های آخر زندگی به خاطر نداشتن پول، تابلو هایش را در ازای خوراک و پوشاک و به بهای ارزان می فروخت. یک بار هم آنقدر مست کرد که موقع رانندگی تصادف کرد و در همان سانحه، در سال 1956 زندگی اش تمام شد. یک زندگی تماما سینمایی!

۴
مهسا محمدی
۲۷ اسفند ۱۹:۴۸
یه بار نمایشگاه سبک اکسپرسیونیسم بود توی موزه هنرهای معاصر، آثار پولاک هم بود، از اونجا می شناسمش.

پاسخ :

اره یکی از تابلو هاش تو موزه هست. قاپیدیمش از ژاپن:))
مهدی ...
۲۷ اسفند ۲۳:۰۶
ممنون که اینا رو به اشتراک میذاری..
اگه زحمتی نیست دفعات بعدی به اسم همه عکسا اشاره کنی عالی میشه :)

پاسخ :

حتنمی
ولی تو گوگل همشون هستن با اسمشون. پیدا میشه. ولی از دفعه ی بعد حتمنی:)
ماعده
۲۸ اسفند ۱۵:۵۲
معمولا نقاشا ادمای جالبی ان زندگیشون سینماییه

پاسخ :

آره 
ماعده
۲۸ اسفند ۱۵:۵۸
منتقدا فقط میگفتن اون یه نقاش عجیبه ولی ده سال بعد از مرگش زمان برد تا بفهمن اون نقش ها تصادفی نیستن . جالب نیس ؟ ده سال قبل از اینگه الگو ریاضیی کشف بشه که الگو اثراشو نشون بده اون با متد خودش نقاشی میکشیده

پاسخ :

بله. واقعا جالبه :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان