زامبی های قربانی

نظرات مختلف و فکر های مختلف خروجی عقل هستند و ادم ها مجازند به خاطر اختلاف عقاید یا هم خوانی عقاید با استدلال، موافق یا مخالف هم باشند.بحث کنند یا بنشینند و قربان صدقه ی تفکر مشترکشان بروند! این وسط چیزهایی وجود دارد که خارج از دایره ی شناخت ماست. ممکن نیست بتوان آن ها را با عقل اثبات کرد.مثل وجود خدا و ماجرای انسان بعد از مرگ و اعتقاد داشتن به شانس و همین طور تا ادامه.انسان به مسائلی که در دایره ی شناختش نیست به طور قلبی اعتقاد پیدا میکند یا کلمه ی درست تر آنکه ایمان می آورد.اگر نیاز درونی ای به خدا دارد خدای خودش را میسازد .ممکن است یکی دوست داشته باشد به بهشت و جهنم فکر کند و دیگری معتقد باشد بعد از مرگش قرار است یک پرنده باشد. 

این ها را گفتم تا به این برسم که چقدر از نظرم مسخره ست وقتی ادم ها راجع به این نوع اعتقادات با هم بحث می کنند. که خوب و بد کردن ادم ها به خاطر ایمانی که دارند یا چپاندن زوری خیلی چیزها درون قلب انسان ها و پرورش فرزندانی با قلب هایی که مال خودشان نیست، مسخره و غمگین کننده و حشتناک است برایم.

اما یک چیز تلخ تری هم در این میان وجود دارد که علاوه بر مسخره و وحشتناک بودن، کثیف هم هست . و قرار هم نیست هیچ وقت اصلاح شود.چون کلی منفعت پشتش خوابیده:"سواستفاده کردن، کنترل کردن  و حتی خارج کردن عقل دسته ای از ادم ها با اعتقادات قلبی مشترک."

خیابان ها را نگاه کنید.همه برایم شبیه نوع خاصی زامبی شده اند که دارند قلب هم را تکه پاره میکنند...شبیه زامبی های قربانی!

۱۶
سِناتور تِد
۲۷ فروردين ۱۵:۵۱
همه ی ما آدما عقل و اختیار داریم. ینی وقتی به یه سنی برسیم ک عقلمون بکشه و اختیارمون عملی شه، میتونیم راجع به هر مسئله ای مطالعه و تحقیق داشته باشیم و بریم دنبال حقیقت. البته خیلی بستگی داره چجوری بیفتیم تو این مسیر ها! و اینکه به نظرم اتفاقأ بحث تو این مسائل خیلی هم خوب و مؤثره. اصولأ بحث تو موضوعات مهم و اساسی خیلی خوبه. مسائلی هم  ک گفتید خیلی مهمن! نمیشه ب سادگی از کنارشون گذشت. ولی اینو هم در نظر بگیریم با چ کسی و چجوری و با چ لحنی بحث کنیم و تعصبِ مسخره و گاردِ از پیش ساخته نداشته باشیم! 

پاسخ :

:)
هلما ...
۲۷ فروردين ۱۶:۰۷
میتونم این پست رو درک کنم، قرار نیست همه عین هم فکر کنیم، از روی عقاید هم دیکته کنیم ولی میتونیم به عقاید هم احترام بزاریم، حس میکنم مشکل اینجاست که صفر و صدی نگاه میکنیم نمیتونم یا نمیخاییم با عقاید مختلف کنار بیاییم و با وجود تفاوت کنار هم مسالمت آمیز زندگی کنیم ...

پاسخ :

کاملا زامبی گونه داریم کنار هم مسالمت امیز زندگی میکنیم:))
ناشناس
۲۷ فروردين ۱۶:۱۰
به هر حال همه جای دنیا اینطوریه... در یک کشور مسیحی با مردمانی مسیحی، فرزندان مسیحی به دنیا آمده و با آیینهای مسیحیت پرورش می یابند... 
در یک کشور یهودی هم همینطور. در یک کشور مسلمان هم همینطور.. 
اما بنظرم راه تغییر و انتخاب برای آدم همیشه بازه، کمااینکه خیلی از مسیحی ها به اسلام روی میارند و خیلی از مسلمونها مسیحی و یا حتی ندانم گرا، و همینطور بالعکس... بدون هیچ اجباری...
اما این عجیبه که چرا همه با هم بر علیه مسلمان شدن یک نفر متحد شده و  گارد میگیرن و حرف از نداشتن آزادی به میان میاد؟ چرا مشخصا اسلام؟ توی کشور خودمون که به اندازه کافی درباره مردان و زنان مذهبی حرفها و نظرات نامربوط و توهینهای علنی هست این از خودی ها، حالا یک نفر هم مسلمان باشه توی یک کشور خارجی مثلا، یک خانم، محجبه... تا کشف زوری حجاب و کتک و تهمت و حتی قتل هم پیش میره... اینم از غیر خودی ها. 
نظر من اینه که این حجم از حمله کردن به دین اسلام،واقعا طبیعی نیست. 
اونهم زمانی که اسلام جز رفتارهای پسندیده فردی و  اجتماعی که عقل  هم اونها رو میپذیره چیز عجیب دیگه ای نگفته... 
باز هم شخص مختاره که خودش دین و اعتقادش رو انتخاب کنه اما طبیعت و فطرت انسان غالبا به خوبی ها و فضیلتها مایله و اسلام چیزی جز تکمیل کننده  اینها نیست... 

پاسخ :

خیلی ها زخم خوردن از ادم های مذهبی. ب طبع در مقابل واکنش نشون میدن.حالا این وسط کسانی هم هستن ک اعتقادات خودشونو دارن ولی با بقیه کاری ندارن ولی ممکن ب اون ها هم حمله بشه. خشک و تر با هم میسوزن.
خارج از اینجا هم ب گمانم اسلام تصویر خوشی نداره برای کسی. تصویر خوشی بهشون آرائه داده نشده و خب شما اونجا ب خاطر مسلمان بودنتون بارها می شنوین ک تروریست هستین. و خب تا حد زیادی هم حق دارن. 
سِناتور تِد
۲۷ فروردين ۱۶:۲۸
:||
کاملأ واضح بود

پاسخ :

من میگم بحث کردن سر مسائلی ک نمیشه اونا رو با عقل اثبات کرد بی فایده س.شما میگی نه باید بحث شه. خب من چی بگم:دی
مثال میزنم
من فک میکنم تمام تیر های چراغ برق دنیا زنده اند و منو دوست دارن
اما با عقلم هیچ جوره نمیتونم ب شما اثباتش کنم
اما کاملا حسش میکنم. با تمام قلبم
أیا این رواست ک شما بیای با من بحث کنی نه تیر چراغ برق ها فلانن؟ نه. چون با مغز حرف میزنی ولی من دارم از "دل" حرف میزنم.
سِناتور تِد
۲۷ فروردين ۱۶:۴۹
عجب :/ شما از کجا میدونی بی فایده س؟! الآن به نظرِ شما وجودِ خدا عقلانی نیست! من مخالفم! ولی اصلأ این به کنار! شما میگی بحث بی فایده س! این همه آدمایی که به خدا اعتقاد نداشتن و به واسطه ی بحث با بقیه به نتیجه رسیدن که خدا هست، اینا چی میشه قضیه شون؟! بحث بی فایده بوده؟ عقلانی و منطقی نبوده؟ این یه مثال بود. و اینکه تو همون کامنت اولی میتونستید بگید اینا رو :/ اون همه تایپ کرده بودم :/ ایش :/ :)))) 

پاسخ :

اخه سوالایی ک میپرسی همش هست جوابش تو پست:دی خدا خااااارج است از محدوده ی علم و عقل ما س و نمیشه اون رو با علم اثبات کرد و بحث کردن راجع به چیزی ک نمیشه اونو با حواس پنج گانه لمس کرد بی فایده است.تو باس خدا رو حس کنی.نه ک با نظریه بخوای قبول کنی وجودشو.کلی نظریه ی دیگ ام هس ک وجود خدا رو نقض میکنه ولی همه نظریه س.علمی نیست. نمیتونی دس بزنی بهش لمسش کنی.حالا نه فقط خدا.کلی چیز دیگ.مث شانس و همه ی اینا.
و اینک بله میشد گف همون اول.معذرت میخوام:)
سِناتور تِد
۲۷ فروردين ۱۷:۰۹
خب بد بیان کردی دیگه :| 
چیزی که تو پست هست با چیزی ک الآن شرح دادی خیلی متفاوته :)) :/ 
ولی میشه ک روی اون نظریه ها بحث کرد ک :/ :)) والاع :/ حالا چرا اینقدر خشن :/ :)) داریم بحث میکنیم دیگر :/ :))

پاسخ :

:دی
باز برگشتیم سر خونه اول:دی
سِناتور تِد
۲۷ فروردين ۱۷:۱۸
:))))
بابا شما میگی رو وجودِ خدا نمیشه بحث کرد چون نمیشه لمسش کرد! من میگم رو دلایل و نظریه هایی ک واسه وجود خدا هست میشه بحث کرد و نتیجه هم گریریفت :/ 
الآن این دوتا قضیه خیلی با هم متفاوتن! :/ :))

پاسخ :

اره میشه راجب نظریه ها بحث کرد ولی بی فایده س:)
بدمست .
۲۷ فروردين ۱۷:۴۱
گالیله نزدیک 500سال! پیش فهمید که زمین مرکز دنیا نیست، و زمین هم مثل بقیه سیارات به دور خورشید میگرده.
نیوتن 400سال!! پیش جاذبه رو کشف کرد و قوانین فیزیک مکانیک رو بیان کرد!
بشر نزدیک به 100!!! سالِ میتونه پرواز کنه!
و میدونی عمر سیاره زمین، یکی از میلیاردها میلیارد سیاره از بیلیون ها بیلیون کهکشان چقدره؟!! 13 میلیارد سال!!!!!!
اگه عقلی که گفتی منظورت علم باشه، باس بگم  سن علم ما در مقابل سن زمین خیلی خیلی کوتاهه!  و نو پاست! در حد مقیاس یک/میلیونیوم و یک//میلیاردم!!!
این که پدیده هایی هست که علم نمیتونه الان توضیحشون بده، دلیل این نیست اون ها توضیح علمی ندارن، بلکه دلیلش اینه که علم هنوز اونقدر پیشرفت نکرده!
ضمناً هرچیزی نشه بهش نقد کرد و نشه کنکاشش کرد، نشه به چالش کشیدش، اسمش مقدسات نیست، اسمش "خرافاته"! و این اصلاً درست نیست که شما به چیزهایی که میخوان از گزند نقد در امان بمونن رنگ اعتقاد بزنی و اون هارو از یک دنیای دیگه " دنیای دل" بدونی، و بگی این ها از دنیای ماورا هستند، جنسشون فرق میکنه، بی چون و چرا باید پذیرفتش!
البته من به این عقاید این سبکی احترام میزارم البته فقط تا زمانی که مخل آسایش و زندگیم نشه!


پاسخ :

شاید واقعا بد نوشتم ک اتقد برداشت های متنوع و غلط ازش میشه.در هرصورت اگر قرار باشه کاری بکنه میکنه.توضیح دادن در موردش از حوصله م خارجه
الکس وات
۲۷ فروردين ۱۹:۴۹
ببین پاراگراف اول که کاملا واضحه . پاراگراف دوم رو هم کاری نداریم که اصلا اونایی که گفتی نتیجه ش میشد اینا اصن یا نه اصن مهمم نیست . ولی پاراگراف سوم واقعا پیدا کردن منظور خودت توش سخته .

 من برداشتم این بود که ما آدم ها تقسیم شدیم به گروه های مختلف با اعتقادات یکسان اما مختلف . یعنی انگار کلاس بندی شده . من به خدا اعتقاد دارم پس باید برم تو گروه با خدا ها . توی گروه با خدا ها باز یه سری به فلان خدا اعتقاد دارن یه سری به اون یکی پس باز میرم تو یه دسته کوچیکتر و ادامه . بعد من سعی میکنم با دسته های مخالف از نظر عقیده بحث کنم و اونارو قانع کنم که عقیده من درسته . ( چون اینکه بقیه رو متقاعد کنم بخشی از کاریه که عقیده من ازم میخواد )  حالا تو میگی ما این بین این رفتارمون زامبی وار شده . یعنی نه از لحاظ ظاهری . بلکه مثلا زمانی در جایی که با خداها از بی خدا ها بیشتر میشن . با خدا ها به بی خداها به چشم طعمه یا خطر نگاه میکنن . و سعی در کنترل کردنشون میکنن و بلعکس . ( حالا با خدا بی خدا مثالِ . مثلا فک کن طرفدارای منچستر و طرفدار های رئال ) 

بعد این رفتار از اصل داستان که اینه که بابا ما همگی در "داشتن اعتقاداتمون" آزاد و یکسان هستیم دور میکنه مارو . یعنی اون قسمت از اعتقادات هرکسی که اونو تحریک میکنه به اینکه برای اون اعتقاد عضوگیری کنه باعث این اتفاق میشه . و این در کل باعث همون ماجرا میشه . 
:| ولی خیلی حالا واضح نبود اونجوری که گفته بودی . یعنی همینم که من گفتم الان برداشت خودمه و ممکنه هنوز هم اونی که تو گفتی نباشه . 

پاسخ :

تقریبا نزدیک ترین بود ولی منظورم از اینک یه دسته از آدما رو میان کنترل میکنن بیشتر از همه مد نظرم بود. ک خیلی کسی بهش توجه نکرد. ولی بعد از خوندن این کامنت کمترین حرص و خوردم مرسی واقعا:)
دختر حـوا
۲۷ فروردين ۲۱:۰۱
متاسفانه همه میخوان علم و دانش و فضیلتشون رو تو چشم بقیه فرو کنن :/

پاسخ :

:دی
هلما ...
۲۷ فروردين ۲۱:۱۴
تولدت مبارک نرگس عزیز :)

پاسخ :

مرسی کلی:)
ملیکا
۲۸ فروردين ۲۳:۵۵
تولدت مبارک نرگس سبز :) 

پاسخ :

مرسیییی
ببینم این ملیکا همونی ک من میشناسم
نویسنده ....
۲۹ فروردين ۲۰:۰۷
خوشحالم که با نرگسمون دغدغه هاش هم داره بزرگ و بزرگ تر می شه:)

پاسخ :

:*
ملیکا
۳۰ فروردين ۱۷:۵۸
نمیدونم ترجیح میدادی بگم همونم یا نه، ولی خب من یک نفر دیگر ام :د

پاسخ :

:دی
Fa E||a
۰۹ ارديبهشت ۰۲:۲۴
کلا من بحث بر سر مسائل اعتقادی رو نمی فهمم. یجوریه... مخصوصا اونا که تلاش میکنن تورو به سمت اعتقاد خودشون بکشونن. مثال سطح پایینش اینه که من کرفس دوست نداشته باشم و تو بخوای به زور و با ذکر خواص کرفس و اینکه چقدر برای بدنم مفیده توی حلقم فروش کنی. که اگر هم من اون کرفس رو بخورم ازونجایی که با میل خودم نخوردم ازش متنفر می شم.

و اینکه کی واقعا می تونه ادعا کنه که حقیقت دقیقا چیزیه که اون میگه؟ 
بنظرم اگه هر آدمی موقع پافشاری و تعصب روی موضوعی که داره راجع بهش بحث می کنه فقط یه لحظه به این جمله فکر کنه، نصف مشکلات بشریت حل میشه :|

پاسخ :

و اینک امکان نداره از توی مسائل اعتقادی تناقضی در نیاد حداقل مثال کرفس اینه ک نسبت ب فایده هاش اطمینان داری. منظورم اینه ک اگ بحث سر کرفس ک ما کاملا روش تسلط داریم انقد مسخره س ببین سر چیزایی ک فقط داریم با قلب لمسشون میکنیم میتون چقد مضحک باشه!

هیچ کس نمیدونه. یا اگرم بدونه نمیشه مطمئن بود فک میکنه میدونه یا واقعیت اینه ک میدونه!
زن کویر
۱۲ ارديبهشت ۱۵:۵۰
چرا اینقدر من دیر پیدا کردم این وبلاگو.؟ عالی می نویسی. مشتری شدم اساسی

پاسخ :

:)
خوش اومدین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان