پان‌لچکیسم

سینما در نظام اسلامی بدون شک ویژگی‌های «جنریک» دارد و از جنس خاصی است که آن را، چه دوست داشته‌باشیم چه نداشته‌باشیم، از «جنس» خود این نظام می‌کند. خوب یا متوسط، مردم‌پسند یا فستیوالی، سطحی یا «جدی»، در همه‌ی این فیلم‌ها مهم‌ترین و بارزترین ویژگی ِتصویری، وجود ِیونیورسال «لچک» است. به نحوی که می‌توان تمام این سینما را «لچک سینما» نام گذاشت. تصویرساز و سینماگر هرکه باشد، درصد تألیف میان او و نظام قسمت می‌شود. فیلمساز درصدی، به عنوان صحنه‌پرداز، تنها در شمایل ِظاهری آکتورش نیست که دستش بسته است، بلکه درحرکت‌ دست‌ها و پاها، نگاه‌ها، لمس‌ها و تماس‌های بدنی، حرکت در جغرافیای خانه و خیابان، در آنچه خصوصی یا عمومی است، در حس‌های ویژه‌ی اندرونی و بیرونی، و هزار جزییات دیگر باید از «منطق لچک» پیروی کند. کسانی که سینمای جهان را دنبال می‌کنند قطعاً متوجه هستند که این وضعیتی یگانه است در میان سینماهای ملّی در دنیا. نظیرش را، تا آنجا که من می‌دانم، در جای دیگری نمی‌توان سراغ گرفت. «رئالیسم» را هرطور که درک کنیم، این مفهوم در سینمای «ملی» ما نیازمند تعریف ِدوباره است. 

عبدی کلانتریِ قشنگم

۹
دوست مجازی
۰۲ تیر ۱۳:۵۷

مجبور هم نیستیم در قالب و تعریفی که غرب از سینما و نمایش داره و به وجود آورده غرق بشیم...قالب و اساس و پایه ای که خودش مشکل داره و غیرمنطقی و غیرواقعی و دروغینه، درحالیکه هر جریان و حرکتی مخالف اون رو غیرمنطقی به حساب میارن... لینک
تازه اگه فرضا این اصول و  تعاریفش رو قبول کنیم، تهش کجاست؟ اصولا اونها که حد و مرزی قائل نیستن، و تا خصوصی ترین جاهها و موقعیتها هم دوست دارن نمایش بدن چون طبق اصول مسخره اشون همه چی باید به نمایش دربیاد تا بشه سینمای واقعی و درست و حسابی و صنعتی و پولساز...اما انسان سازی و تعالی انسان چندان اهمیتی نداره...

پاسخ :

قالب و تعریفی که غرب از سینما و نمایش داده چیه؟ چه قالب کلی ای رو آرائه داده غرب؟ و اصلا "غرب" منظور چ چیز کلی ای ست؟ 
و این متن راجع به پیروی از چه تعریف و قالبی ما رو تشویق میکنه؟
بحث نمیکنم چون وقتی عقیده به أصول به معنای ایجاد محدودیت اجباری روی هرچیزی میاد نمیشه باهاش بحث منطقی ای و پیش برد. اون عقیده از اصولش دست نمیکشه چون و هر مسئله ای رو طبق اصول خودش میسنجه.
محمد فائزی فرد
۰۲ تیر ۱۷:۳۶
آره واقعا نه تنها ٰرئالیسم که خیلی از مفاهیم دیگه باید توی کشور ما باز تعریف بشن.
و این عدم تعریف این ها و سازگاریشون با چیزی که هستن در حال حاضر یا با چیزی که باید باشن بر اساس ویژگی های ایدئولوژیکی نشان از ضعف و حتی خواب ما در این بین داره.
یه طورایی شتر مرغ طور داریم می ریم جلو. نه شتریم نه مرغ :))

پاسخ :

از طرفی به این فکر میکنم که راه حل چی میتونه باشه؟ انگار تو جایی گیر کردیم که برای چنین تغییراتی اگر هم اتفاق بیوفته هزاران سال زمان نیاز داریم چون کلی مانع وجود داره. اصلا انگار شدنی نیست و فقط داریم راجع به یه عضو قطع شده ی غیر قابل ترمیم حرف میزنیم
الکس وات
۰۲ تیر ۱۹:۵۲
من مخالفتی با حرف هاش ندارم . البته موافقتی هم ندارم چون به هر صورت تخصصی و دخالتی مثل ایشون ندارم توی این موضوع که نظرم مطرح باشه . 

اما . از روی یک سری بدیهیات و مشاهدات میگم . 
دخالت در کوچکترین جزئیات هر فیلم از طرف چندین نهاد قابل کتمان نیست . اما وجهی از این داستان که برای من مبهم هست نوع تعامل سینما گرها با این موضوع هست . عجیبه . دقت کن . عجیبه واقعا عجیب . تو سینمای ایران فیلم هایی مثل ملبورن با ستاره های سینما تولید میشه و مردم بابت دیدنش پول میدن و میرن میشینن توی سینما ! و چه فیلمی ! 

اینکه یک سیستم توسط نهادی محدود بشه . این توجیه ضعف اون سیستم در بسیاری از موارد نمیتونه باشه . مثلا نمیتونه این حجم از بلاک باستر های پوچی که در سال تولید میکنه سینما رو توجیه کنه . یا نمیتونه وجود فیلم هایی مثل نمیدونم دزد بغداد بود چی بود . یا از اینجور فیلم ها که اکثر سال روی پرده هستن و حتی از روی عکس های جور و واجورش هم آدم رغبت نمیکنه بره ببینه رو توجیه کنه . 

و قطعا قرار نیست این وضعیت تغییری کنه . اگر یک درصد نحوه پوشش یا نوع دیگه ای از کلام میتونست تغییری در سینمای ایران بوجود بیاره . مطمئنا به همون نسبت انسان های بیشتری برای جنگیدن و ایستادن جلوی این حجم از دخالت نهاد های دولتی و عمدتا سیاسی در سینما وجود داشت . 
این ایدئولوژی ایدئولوژی ای نیست که منجر به انقلاب بشه یا چیزی رو اثبات کنه یا ضعفی رو بپوشونه . در حقیقت مثال صحبت کردن 4 نفر از افراد یک اتاق در مورد پنکه ای هست که توی اون اتاق وجود داره و به اونا باد نمیزنه . همشون پنکه رو میبینن و همشون میدونن که باد به سمتشون نمیزنه . این وسط حرف زدن در مورد اینکه پنکه به ما باد نمیزنه .... 

و این میان البته کسایی بودن که اسیر این سیستم نشدن . مثلا گلشیفته فراهانی . اما همون ها هم برای اکثر ما قابل پذیرش نبود . اصلا این سینمای خارج از بند و اسارت که ازش حرف زده میشه باید دید خریداری داره ؟؟ قابل پذیرش هست ؟؟ اصلا آدم ها میخوان باد پنکه بهشون بخوره ؟؟ 

من با اینجای موضوع مخالفم . هرچند درون مایه ی حرفشون خب قطعا درست هست و چیزی هست که همه از وجودش خبر داریم . 


پاسخ :

فکر نمیکنم محتوای متن اصلا قصد داشته باشه ضعفی رو بپوشونه. فقط داره به یک تناقض کلی اشاره میکنه. ینی اصلا از توش توجیه فیلم های ضعیف در نمیاد ولی اگر این مسئله رو جدای از متن مطرح کردی که اره.این بدیهیه ک موضوع مطرح شده نمیتونه ضعف تو بقیه ی قسمت ها رو توجیه کنه یا بپوشونه
و اینکه حرف زدن راجع به یک نقطه ضعف لازم نیست حتما ب انقلابی برسه. صرفا تحلیل هست و زیر سوْال بردن یک چیز.

تو مسئله ی دومی هم که مطرح کردی ینی پذیرش مردم. خب قضیه همینه مردم با ارزش هاشون نمیتونن اجازه بدن محتوایی ساخته بشه ک مخالف ارزش هاشون هست.ینی ماجرا کلا قبل از نقد اتفاق میوفته . ببین ینی مثلا من با نقد گلشیفته مشکلی ندارم. میتونن حتی عملکرد و نقد کنن.از این نقطه هست که دیالوگ شروع میشه.ولی وقتی تو اصلا اجازه ی تولید نمیدی و محتوایی ساخته نمیشه و نمیپذیری، دیگ نمیتونی حتی ب تحلیل درست برسی.
نمیشه این درست بشه
واقعا چطور قرار درست بشه؟
تنها کاری ک میشه کرد همینه ک بزنی بیرون از این سیستم:))
کِلاَوس بُودلِر
۰۳ تیر ۰۱:۱۲
جمله‌ی آخر فوق‌العاده دقیق‌ـه. خیلی وقت پیش مطلبی از رادیو فردا می‌خوندم که توش نوشته بود تا زمانی که «تنانگی» در سینمای ما وجود نداره، صحبت از «رئالیسم» چیزی جز مزاح و شوخی نیست! و واقعاً هم نیست.
یه جمله‌ی طلایی داره این دوستِ عزیز مجازی در بلاگش، با این مضمون که چرا باید برای «حجاب در محیط خونه» پاسخ‌گو باشیم؟ جواب ساده‌ست، تا زمانی که ژانر سریال‌های صداوسیما رو علمی-تخیلی نذارید و به جای زمین، از مریخ یا یکی از این شبه‌زمین‌های تازه کشف شده استفاده نکنین...
یعنی ما چرا باید برای رعایت حجاب، رعایت ارتباط بین نامحرم، رعایت حجاب یک بازیگر زن در خانه خودش(که در مورد رسانه ملی خرده میگیرن) و همه اینگونه مسائل جوابگو باشیم؟!!

mobarez88.blog.ir
یعنی ما چرا باید برای رعایت حجاب، رعایت ارتباط بین نامحرم، رعایت حجاب یک بازیگر زن در خانه خودش(که در مورد رسانه ملی خرده میگیرن) و همه اینگونه مسائل جوابگو باشیم؟!!

mobarez88.blog.ir

پاسخ :

وقتی از بیرون به همه چی نگاه کنیم خیلی مضحک ب نظر میرسیم.واقعا مضحک!
یوزف کا
۰۳ تیر ۰۱:۲۴
گزنده بودن لحن این نوشته اگر مذاق رفقای «سوپر ارزشی»مان را آزرده چه باک؟ وقتی که فرم بدقواره ی به اصطلاح «سینمای اسلامی»شان، چشم و گوش و عمر و پول مردم این مملکت را، سالیان سال است که آزرده و هدر داده؟
درباره چند حکم «فقه»ی چندان یقه دریدند که گویی به احکام بنیادین نظری شان، از عدل و توحید تا معاد توهین شده، که خود نشان از درک «متعالی» رفقایی دارد که قبل از هر بنی بشر غربی یا شرقی، خودشان به اس و اساس دین شان توهین میکنند؛ چه، در خود ادبیات دینی، فقه در ادنی مرتبه ست حتا نسبت به علم کلام، چه رسد به عرفان و ... 
من به خلاف نویسنده ی خوش ذوق و باهوش این بلاگ آماده ام یک گفت و گوی جدی و بدون هوچی بازی بر سر مفهوم «تعالی» و نسبت آن با هنر و فقه و ... راه بیندازیم تا ببینیم آبروی انسانیت و تعالی او را چه کسی برده؟!
با کامنت امثال این رفقای مجازی، فکر میکنم برای نظریه ی عبدی کلانتری، باید دامنه خیلی گسترده تری نسبت به سینما و حتا زیباشناسی در نظر گرفت.
 پ.ن: این را هم بگویم که هیچ کدام از این حرف ها دفاع امر موهومی مثل غرب یا امثال آن نیست. جدا از «محتوا»ی چرند کامنت رفیق مجازی مون، نمی توان «فرم» آن را ندید، فرمی که به هر حال از پرسشی درست سرآمده: لزوم نقد. چه غرب باشد و پازولینی، چه شرق باشد و کوروساوا، چه سینمای نفتی/لچکی ایرانی باشد و فرهادی، نقد یگانه معیاری ست که می تواند دوغ از دوشاب را جدا کند و ما را از شر آشغال ها برهاند. خلاصه آنکه، اگر هر جایی آشغالی ساخته شد، به جای کلی گویی و بهانه جویی و سرکوب -که جملگی جز نتیجه ی عکس نمیدهند- کافی ست دست پهن و سنگین خود را از دهان نقد و منتقد بردارید تا جایی برای دفاع از ارزشمند در مقابل بی ارزش، باقی بماند...

پاسخ :

این بهترین کامنت پست بود
حرف من هم دقیقا همینه و چقدر توی پ.ن خوب راجع بهش حرف زدید.
ممنونم خیلی
آبو
۰۳ تیر ۱۱:۴۱
<p>چه قدر بحث جدیه :|</p><p>من هیچ کدوم از کامنت ها رو نمیفهمم :|</p><p>با اجازه تون از همین بغل از کادر خارج میشم :|</p>

پاسخ :

:دی
من چرا فکر کردم خونه این؟ در حالی ک نه؟:دی
آبو
۰۳ تیر ۱۷:۱۴
درست فکر کردید... خونه ام :|

پاسخ :

عه:))
الکس وات
۰۳ تیر ۱۹:۳۳
نه نه . منظورم چیز دیگه ای بود . 

رفتم توضیح بیشتری بدم . نوشتم ، دیدم خوش آیند نیست . تخصص چندانی هم ندارم بخوام خیلی ریز بشم هر لحظه ممکنه سقوط کنم :)) 

پاسخ :

خب منو با بد فهمیم رها نکن
اگر حس و حالش بود توضیح بده:)
الکس وات
۰۴ تیر ۰۰:۵۰
بد فهمی نبود . منتها من کامنتی گذاشتم که جواب سوال اشتباهی بود که توی ذهن خواننده کامنت ایجاد میکرد . 


ببین هدفم از بیان اون مثال ها بیشتر گذاشتن واقعیت کنار این تئوری بود که مطرح شد . و در ادامه میخواستم بگم . این نقد یا تحلیل . به خودی خود بیان کننده چیز خاصی نیست . یعنی شاید مقدمه یا آغازی باشه برای یه چیز بزرگتر که گفته نشد . ولی این نقد به این ضعف آشکار . نه از جمله نقد های سازنده میتونه باشه . نه از جمله نقد های چالش بر انگیز . 

یا شاید من نمیفهمم کجای این تحلیل یا نقد چالش برانگیز و جالبِ ؟ یا جدیده و تاثیرگذار ؟؟ یا تغییر خاصی در اندیشه آدم قبل و بعد از خوندنش ایجاد میشه . ( اندیشه منظورم جز تلنگر و تحریک اندیشه های قبلی )

یا شاید هم صرفا یه یادداشت باشه و من با مثابه اون واکنش کامنت اول جدی گرفتمش . نمیدونم . 

پاسخ :

هان فهمیدم.
آره خب بدیهیه موضوعش. تقریبا از بچگی هممون خانومایی ک با شال از تختخواب بلند میشن تو سریال ها رو مسخره کردیم.
نحوه ی بیان مسئله بیشتر مد نظر بود. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان