این پست

و بغض.

پینوشت: راستش را بخواهید، هر وقت که یکی از دوست های قدیمی بلاگفا را در اینستاگرام پیدا می کنم، اینکه از بیان و جو فعلی وبلاگ نویسی حالم بهم می خورد جزو اولین مسائلی ست که با او مطرح می کنم. اینکه هیچ چیز مثل آن وقت ها عمیق نیست. هیچ کس شاعر نیست. مسئله نویی وجود ندارد. تاثیر هر کلامی که می شنوی تنها چند ثانیه دوام دارد. شخصی نوشت ها نه حس خوبی منتقل می کنند نه نکته ای برای مخاطب دارند. همه چیز تغییر کرده. آدم هایش معمولی اند. دلم برای کامنت ها و وبلاگ نویس های قدیمی تنگ شده. دلم برای آنکه هر وبلاگ حال و هوای مخصوص خودش را داشته باشد تنگ شده. دیگر به ندرت پیش می آید کسی را جدی بخوانم. تعداد خوب ها برایم انگشت شمار شده. ادبیات و مطالب تخصصی درباره ی هنر ضعیف است یا شاید دیگر حتی وجود ندارد.

خیلی وقت است که دلم برای یکی از بهترین دوره های زندگی ام تنگ شده

دلم خیلی تنگ شده.