از وبلاگ خرمالوی سیاه

در یک جامعه ی سالم آدم ها به  دو گروه تقسیم می شوند: مردان ، زنان.

اما در ایران آدم ها به سه دسته تقسیم می شوند: مردان؛‌زنان؛ دختران باکره.

هیچ دقت کرده اید در بسیاری از مواقع روز زن  به دختران مجرد تبریک گفته نمی شود.؟ چرا؟ چون زن بودن یک صفت است ؛ نه  یک جنسیت.به سن و سال هم  ربطی ندارد؛ به فیزیک فرد مونث و به روحیات او هم ربطی ندارد؛ به بلوغ رفتاری او هم ربطی پیدا نمی کند. دخترانگی و زنانگی چیزی است کاملا جنسی که نشانه ی نجابت یک مونث است هنگام ازدواج. بنابر این نمی توانیم انکار کنیم که روزی به نام روز دختر روزی است برای دختران باکره و نه روزی برای دختران مجرد .

این اتفاق برای مردان کاملا برعکس است؛ به کسی پسر می گویند که تا به حال ازدواج نکرده؛ و هیچکس درباره‌ی روابط جنسی او صحبت نمی کند. ی اما دخترانگی و زنانگی لفظی است که خود زنان هم درباره ی خودشان استفاده می کنند: هنوز دختری؟ دختریت رو دادی؟

همانطور که می بینید دختر معادل کلمه ی بکارت و واژه ای مصطلح است.

در چنین شرایطی است که روزی به نام روز دختر ما را وادار می کند تا به معنا و اهدافش فکر کنیم.   آیا در شرایطی که روز کودک برای تمامی دختران و پسران زیر 18 سال دنیا وجود دارد ضروری است در چنین روزی برای فرزند مونث خود  که هنوز کودک است جشن بگیریم؟ این جشن برای چیست؟ ما در این روز به او درباره ی حقوق و داشته ها و مقامش در ایران چه می گوییم؟

شاید بتوان این ماجرا را با جمله ی بچه است و خوشحال می شود  توجیه کرد ، اما باید از خودمان بپرسیم در شرایط کنونی کشور در روز زن چه اتفاقی میفتد؟ این روز بیشتر با نام روز مادر شناخته شده است و مردان به پاسداشت مادرهایشان در قالب هدیه می پردازند. در این روز قانونی به نفع زن تصویب نمی شود، رفتار مدنی تغییری ندارد و دامنه اش گریبانگیر روز دختر هم می شود. اما در روز دختر چه چیز را پاس می داریم؟ قطعا مقام بکارت را. که اگر چنین نبود همان روز زن کافی بود تا ما در این روز با کودک زیر 18 سال خود درباره ی حقوقش به عنوان یک زن صحبت کنیم.

شاید تصور کنید دغدغه های موجود در زمینه ی دختران زیر 18 سال و بالای 18 سال متفاوت است. قطعا گمانه زنی محترمی است. اما اگر برای این سوالات پاسخی باشد: آیا در روز دختر درباره ی چگونگی جلوگیری از بارداری صحبت می شود؟ آیا در این روز درباره ی سکس پرخطر و عواقب آن هشدار داده می شود؟ آیا در این روز مدیران قانونی علیه ختنه ی دختران وضع می کنند؟ آیا قانونی علیه ازدواج دختران زیر 18 سال تصویب شده است؟با برگزاری روز ملی دختر جایگاه جنسیت مونث در جامعه تغییر کرده است؟

هنگامی که صادقانه به تمام این سوالات پاسخ بدهیم و یادمان بیاید که مثلا در روز درختکاری درخت می کارند و در روز جهانی کودکان درباره ی  کودکان آسیب دیده صحبت می کنند ؛گوش هایمان را تیز می کنیم و به خاطر می آوریم که در روز دختر به ما تاکید می کنند که دخترهای خوبی باشیم و یک دختر نمونه چه وظایفی دارد و باید خودش را بپوشاند و گناه نکند.

نهایت آنکه چهار مقام دولتی و نیمه دولتی از چهار مدال آور دختر که قطعا باید در مراسم مقنعه سر کنند تقدیر می کنند و ما نیز خوشحال می شویم که مقام دختر و زن در این جامعه پاس داشته می شود.

این روال تا بدین جا طبیعی است. هدیه خریدن برای دخترک یازده ساله مان که تازه بالغ شده و به توجه احتیاج دارد. ما به او می گوییم چقدر دوستش داریم. حتی تقدیر از دختران موفق هم خیلی خوب است، اما خب مگر پسرهای ما نیاز به توجه ندارند. مگر زمان شکل گیری تفکرات آنها از 5 تا 15 سالگی نیست،این عدم توجه به آنها و نبودن روز پسر به چه معناست؟

اما آیا در چنین روزی برای دخترانمان از زنانی که چارچوب ها را شکستند و خط قرمزها را رد کردند صحبت می کنیم؟ درباره ی دخترانی که دنیا را زیرپا لگد کردند و دنیای جدید ساختند صحبت می کنیم؟ درباره ی سکس آزاد چه؟ درباره ی اینکه یک دختر حق دارد سکس داشته باشد، از سکس لذت ببرد و صرفا مفعول نیست. می دانم که جواب این سوالات منفی است، چون ما در این روز به دخترهایمان یاد می دهیم که دختر خوبی باشند ، خیلی خوب.

این ها را گفتم که برای چندمین سال پیاپی تکرار کرده باشم. آنچه در این میان من را متعجب می کند خوشحالی زاید الوصف دخترهاست که با چه شور و هیجانی به هم تبریک می گویند و چقدر ذوق مرگ اند که در ایران یک روزی دارند بالاخره. روزی که کلید آن باکرگی است  ‌نه نیازهای روحی و روانی و انسانی آنها.

در چنین روزی دخترها به هم تبریک می گویند و از داشتن حداقل های ممکن خوشحال اند.و هرساله این اتفاق تلخ من را به تعجب وا میدارد!

۶
کِلاَوس بُودلِر
۰۲ مرداد ۲۳:۵۹
نگاهِ زن‌ستیزانه‌ی همچین روزی بی‌داد می‌کنه. هیچکس، هیچکس هم ذره‌ای اهمیت نمی‌ده ظاهرا. همون که خرمالو گفت: فقط خوشحالن «یک روز» در تقویم، متعلقِ به اونهاست.

لینکِ این وبلاگ رو بده هر روز سر بزنم...
بینِ بعضی‌ها و در بلاگِ بعضی‌ها و کامنتهاشون، به آدم حسِّ خفگی دست می‌ده؛ خصوصاً این جور روزها...

پاسخ :

ب هرحال هیچ کس خوشش نمیاد چیزی که مدت ها باهاش زندگی کرده رو زیر سوْال ببره. وسائل لازم و هم برای این زیر سوْال نبردن و وقت نذاشتن برای نگاه همه جانبه به یک مسئله دارن
خودم با وجود اینک متن و خونده بودم پارسال ب همه تبریک گفتم
راستش هنوزم میگم چون ب چشم دیگ ای نگاه میکنم. ولی حقیقت چیز دیگه ای هست

ادرس:http://almatavakollll.blogfa.com/
حالتو بد نکن:)
علی شبانه
۰۳ مرداد ۰۰:۰۳
همیشه می گم که چقدر خوشحالم که توی ایران پسر به دنیا اومدم!

پاسخ :

خوشا ب حالتون جدی:)
اسمارتیز :)
۰۳ مرداد ۰۰:۴۳
نگاهِ آدمهاست که دنیاشونو میسازه. نگاهِ جنسی به همه چیز، جداً آزار دهنده‌س. 

پاسخ :

ای بابا:)
خَیلی پرتید ب قول مهدی
سِناتور تِد
۰۳ مرداد ۰۱:۱۳
از اون مسائلی هستش که بحث واسش بیهوده س. پس فقط مخالفتم رو اعلام میکنم و میروم :)))

پاسخ :

مخالف خوبه. از کامنت دونی ای ک همه بیان بگن به به چقد راست میگی حالم بهم میخوره :دی
محمود دوم
۰۳ مرداد ۰۳:۱۹
ارزش دادن به بکارت، شاید مضحکترینِ مضحکترینها در تاریخ باشه.
به جنس مونث هم انواع و اقسام ظلمها در مسیر حفظ این ارزش وارد میشه. کاری از دستم برنمیاد، فقط میتونم تاسف بخورم به حالتون.

پاسخ :

ولش کن. وقتی بهش فکر میکنم از عصبانیت تپش قلب میگیرم.
پـــــر ی
۰۳ مرداد ۱۲:۳۳
موافقم باهاش 

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان