تمرین مونولوگ خوانی (1)

اگه ممکن بعد از گوش دادن از یک تا پنج یه نمره بدین و ایراداتی که به نظرتون میاد و بهم بگین.


/ کلیک / .

۱۱
سِناتور تِد
۱۵ مرداد ۱۵:۵۳
16مگ؟ :|
پخش آنلاین میذاشتی باباع! ما 96 درصدی ها حجم نداریم خانم! نداریم! :))))

پاسخ :

بی کیفیت نمیشه اونطور؟ 
سِناتور تِد
۱۵ مرداد ۱۵:۵۷
میشه
ولی میشه روش نظر داد در هر حال! 

پاسخ :

خب با کیفیت بشنوه ادم ک بهتره. خداییش شونزده مگ چیزی تد؟ خودتو لوس نکن دیگ. گوش بده
سِناتور تِد
۱۵ مرداد ۱۶:۰۰
خا خا :/
دعا کن خوب باشه فقط :/ :)))

پاسخ :

خوب نیست آخه مسئله همینه:))
مرسی:)
سِناتور تِد
۱۵ مرداد ۱۶:۲۴
خا خا! تمام شد الآن :))

بی تعارف بخوابم بگم! مزخرف!
نبود
:)))

راستش حتی میتونه خوب هم باشه! شایدم یه ذره بیشتر از خودِ خوب.
چون تازه شروع کردی منطقیه که بهت 5 ندم :)) کمتر میدم که بیشتر تلاش کنی و بهتر از این بشی! 2- مثلأ :)))
خوب بود واقعأ! فقط یه جاهاییش داشت خوابم میبرد رسمأ :/ که میتونه طبیعی باشه! شایدم واسه کم.خوابیِ خودمه :))
درکل خسته نباشی! ولی موفق چرا.

پاسخ :

خَیلی ممنون ک وقت  و حجم گذاشتی:)) :)

ب نظر خودمم خَیلی کسل کننده بود ینی خودم ک داشتم متن و میخوندم میتونستم بفهمم شنیدنش کسل کننده میشه. باید خوش ریتم باشه . 

مرسی بازم کلی خَیلی مرسی. هم خندیدم هم چیزی ک میخواستم و دادی بهم دمت گرم:)
سِناتور تِد
۱۵ مرداد ۱۶:۳۲
راستی! موزیک متن رو هم میخوام :/ :))

پاسخ :

میپرسم حتما بهت میگم:)
یوزف کا
۱۵ مرداد ۱۹:۱۸
اگر با سطح کارهای خودت بسنجم، 2.5 و یا حتا 2، اما در نسبت با کارهای دیگران، قطعا بالای 3.
ایراد اصلی گیج بودن فضای متن بود، که به رغم لحن کمابیش سرپای اجرات و موسیقی زیر صدای خوب، به حس و ذهن مخاطب مجال تمرکز و پیگیری خط روایی را نمی داد. این گیجی را می شد در عناصر مختلف روایت دید. ابتدا روایت از مطب دندان پزشکی آغاز می شود و به واسطه ی تداعی راوی در آن مطب، به اتاق دختر می رویم و بعد در ادامه ی سلسله ی تداعی ها به 5 سال پس از دیدار با دختر و مرگ می رسیم، طوری که انگار مبدا روایت جا به جا شده، اما بیشتر به صورت یک پرش حتا سهوی، نه با تعمد یا تکنیک ذهن سیال.
صحنه ی گفت و گو هم چندان روشن نیست و به گنگی برگزار می شود. مشکل دختر چیست؟ آیا واقعا بیمار است و رو به مرگ؟ دچار افسردگی و یاس فلسفی شده؟ و اصلا چرا باید مرگ برایش به مساله بدل شود. و از آن مهمتر، آیا مساله ی مرگ، مساله ی «بعد از مرگ» است؟ قاعدتا اگر پای مرگ به معنای وجودی و اگزیستانسیل در میان باشد، بعد از مرگ نیست که مساله آفرین است، بلکه «دیگر-وجود-نداشتن» است که هراس و ابهام و حتا اغوا به جان آدم می اندازد. این که آدمی از جایی به بعد دیگر نیست، از جایی که حتا بعدی هم ندارد، مثل مغاکی که بی انتهاست. آدمی که دچار اضطراب مرگ یا مرگ آگاهی می شود، بیش از افسردگی یا ترس، دچار بهت و بی احساسی ست، اما دختر روایت ما بیشتر ترسیده یا غمگین است. و شاید به همین دلیل هم نمی توان او را درک کرد. از آن عجیب تر، تصمیم راوی برای خودکشی ست، که تقریبا معنای معینی ندارد. ظاهرا حرف های دختر باید او را به این فکرها می انداخت، اما چیزی از این تغییر را در پرسوناژ او نمی بینیم. به ویژه نامعین بودن نقطه ی روایت، باعث شده تا لحن راوی تغییر نکند و به تبع آن، جهت تصمیمش نیز روشن نشود.
در عوض این ابهامات و گنگی ها، اطلاعاتی از راوی و درباره ی شخصیتش می شنویم که تقریبا نه به کار نزدیک شدن ما به او می آید و نه به اعمالش معنای خاص می دهد. مثلا خودکشی با پریدن از ارتفاع در حالی که ترس از ارتفاع در ابتدا بیان می شود، چندان جور در نمی آید و صحنه ای مثل مطب دندان پزشکی و احساس تعلق راوی به آن هم زاید است.
روی هم رفته تصور می کنم برای چنین پلات و پرسوناژهایی، نیاز به مدیومی فراتر از یک متن کوتاه داشتی و در واقع اصرار برای بازسازی چنین تجربه ای، در چنین مدت کوتاهی، ریسک بردار است، ریسکی که در آخر به متنت ضربه زده ست.
با این همه، حتا همین روایت را هم اگر کمی به سر و گوشش برسی، میتواند متن خوب و موثرتری باشد و بی شک جسارتت برای تجربه ی چنین تم هایی ستودنی ست!

پاسخ :

منتظر نظر شما بودم کلی ممنون

باید روی متن خیلی کار کنم‌. حواسم بود ک اصلا خوب نبود صرفا میخواستم یه ایده ی یه خطی و ک قبلا ب سرم زده بود بنویسم‌. خودمم با متن اصلا حالم خوش نبود.اینبار بیشتر حواسم رو اجرا بود. از اجرا ایرادی ب نظر نمیاد؟
مرسی کلی برای کامنتتون
مرسی 
Leila :)
۱۵ مرداد ۲۱:۱۰
از دقیقه 4 ام به بعد تقریبا بهتر بود
میخوام بگم میتونی بعضی قسمت هارو میتونی زنده تر حرف بزنی. زنده اجرا کنی. با اینکه دفعه اول بود گوش میدادم ولی میفهمیدم که یه جاهایی میتونی بیشتر خودت باشی.
آخرش, اون جوری که میتونست تموم بشه تموم نشد اممم ..صدات اوکی نبود. چرا؟
و
ببین نرگس
استعداد عجیبی تو انتقال دادن احساساتت داری. خیلی خوب بود. خیلی. از پشت همین کامنت میخوام بغلت کنم.

پاسخ :

میخواستم اخرش این افکت روش بیاد ک صدا ب مرور ضعیف بشه  ولی خب نیومد . میدونی منظورم چیه؟ مثلا شبیه ب هذیان گویی. 
باید اول اولشو میشنیدی لیلا. خیلی افتضاح و ضایه بود از بس خودم نبودم یا بی جون بود. مرسی ک گفتی نظرت رو:)

بغل بهت مرسی:**
Leila :)
۱۵ مرداد ۲۱:۲۵
البته این نظر من بود .
تهش اضافه کنم, سکوت هات به جا بود فقط دوسه جا از احساس کردم از دستت در رفت
ولی نمره از یک تا پنج
سه و هفتادو پنج:)

پاسخ :

سه هفتاد و پنج ک ب نظرم خیلی خوبه. مرسی ازت مرسی
Leila :)
۱۶ مرداد ۰۰:۰۱
آره منم منتظر همون اتفاق بودم, شروع ش هم خوب بود تقریبا ولی یهو شکست و خراب شد که بازم صحبت های ادامه ش نتونست مثل اونی که باید بشه , باشه.
همین که میدونی بیشتر ایرادهات کجاست خودش پله ترقی یه. در جریانی که ؟ :)

عزیزم:*

پاسخ :

کلی مرسی:*
الکس وات
۱۷ مرداد ۱۲:۴۲
به نظرم خوب نیست . یعنی یه سری جاهای خیلی خوب توش هست . ولی اکثرش . انگار توش یه رودربایستی وجود داره واسه کتابی صحبت کردن یا محاوره صحبت کردن . خیلی جاها موقع توصیف کردن یه موقعیت خیلی ادبی و کتابی حرف میزنی . یه جاهایی که اوج داری محاوره ش میکنی . اونجاهایی که اوج داری باور پذیره . حالا من نمیدونم شاید اصولش اینیه که تو میکنی ولی به گوش من خوش نمیاد . 
باور پذیری متن خیلی اومده پایین به همین نسبت . یعنی خیلی سخت آدم غرق صدا میشه . با اینکه میشه ها ! ولی چند لحظه فقط مبهوت میشه و بلافاصله باز به خودش میاد . مکث خوب هم توش داشتی ولی مکث بد هم داشتی . لحن گفتارت هم جدای از اون محاوره و کتابی . به نظرم گرفته و سخت بود . یعنی خصوصا اولش . و بعد در خیلی جاها احساس میشد داره فشار میاد بهت برای اینکه طبق اون چیزی که میخوای پیش بری . در صورتی که من فکر میکنم لزوما حفظ اصول نگارش و جمله بندی خیلی جاها ضرورت نداشت و لازم نبود خیلی خیلی رو متن سوار باشی .  من از 5 فکر کنم 1.5 بخوام بدم . البته همچین متخصص هم نیستم ولی به هر حال دیگه در حد شنونده نظرم اینه :)) 

پاسخ :

میشه نمونه شو بگی واسه کتابی و محاوره ای؟

مرسی وقت گذاشتی کلی مرسی:)
الکس وات
۱۷ مرداد ۱۵:۰۷
بین 00:29 . 00:32 یه دم و باز دم داری که نباشه بهتره . در صورتی که یه دم دیگه تو 00:57 داری که اون کاملا طبیعی و خوبه . و الی آخر . 

1:02 مکث با موزیک داری ، که انتظار میره بعدش موضوعی که روایت میکنی منتقل بشه به یه فضای دیگه . یا یه اتفاقی براش بیوفته . در حالی که بعد از مکث خیلی عادی و پیوسته ادامه میکنه موضوع قبل . یعنی یجورایی به نظر من بهتر بود یه شیفت به اون مکث بدی تا برسه به قبل از " روی اون مبل ها همیشه بهترین جا برای فکر کردن به مشکلات .... " اینجوری شاید جالب تر می شد . به نظر من البته باز هم . 

از 2:07 تا 2:29 سعی کردی یه چیزی رو انگار جا بدی توی متن که موفق نشدی . نه توی نوشتنش نه توی بیانش . یعنی علاوه بر اینکه به نظرم همخوانی نداره اون موضوع و یه چیز پرت و خارج از موضوعیه . حتی خوب هم نتونستی بیانش کنی . 

2:44 یه مکث میکنی . بین کلامت میخوای یه پرانتز باز کنی . به نظر من خیلی محو شده . یعنی تا قسمتی میشه گقت تونسته حس اون پرانتز رو اگر با دقت گوش کنی منتقل کنه . ولی هنوز انگار اگر 10 لول داشته باشیم واسه این کار ،  لول این 3 باشه . 

3:56 میگی "سعی میکردم بهش بفهمونم تا این حد هم لازم نیست با انسان ها هم دردی کنه ..." اینجا "انسان ها" به نظرم اصلا کلمه همگن و متوازنی نیست واسه استفاده کردن . و مثل همین نا هماهنگی در ادامه خیلی هست . 

5:10 تا 5:38 اون لحنی اِ که تقریبا من خوشم میاد ازش . انگار بلدی اونجارو . داری میبینیش . انگار همین دیروز واقعا اتفاق افتاده . 

باز هم بلافاصله بعد از این توصیف از رژ و صحنه و حالتش یه مکث داری که به نظرم توی برگشت به موضوع موفق نمیشی . 

8:52 تا 9:00 خیلی خوب در اومده . اون یاس و خنده خیلی خوب کنار هم اومده . 

10:26 این جمله ی " نگاه کردن به تک تک اجزای صورتم" رو تکرار میکنی . اصلا تکرارش دل نشین نیست . 



و الی آخر . حالا سعی کردم یکی دو نمونه از هرکدوم بگم . 

در کل . 
- متناسب نبودن لحن و ادبیاتت . 
- استفاده از تکه ها و توصیفات کلیشه ای تقریبا . 
- زیاده روی توی رعایت چهارچوب متن . 
- مکث های بی حساب . 

و از اینجور ریزه کاری ها باعث شده کارت صرفا یه تمرین خوب باشه . نه متمایز باشه و نه عالی . صرفا خوب باشه . این ایراداتی هم که من میگیرم البته همشون نظر شخصی منه بازم میگم اصلا اینطوری نیست که تو اشتباه یا بد انجام داده باشی چیزی رو . ممکنه من یکی باشم بین 100 نفر که 99 نفرشون نظرشون با تو موافقه . 

پاسخ :

قدر دنیا ممنون.
راستش چیزی که میخواستم دقیقا همین بود و مرسی براش:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان