برتولت برشت خوانی ( قسمت اول)

| برای شصت و چهار صفحه ی اول |

نمایشنامه:

سه پرده ی اول تقریبا با چانه زنی های ننه دلاور برای فروش یا خرید اجناس شروع می شود. او ماهیت خودش را به عنوان یک کاسب منفعت طلب در تمام شصت و چهار صفحه ی اول حفظ می کند. در اسارت، در شاهراهی که پسر بزرگش را برای سرباز شدن از او می دزدند و حتی در وقت حصر. زمانی که قرار است جنگ به طول بی انجامد را زیر لب پیش بینی می کند و برای سود بیشتر نقشه می کشد. اما در کنار تمام این منفعت طلبی ها او دغدغه دیگری هم دارد: حافظت از فرزندان.

نمایش نامه ی ننه دلاور و فرزندان او، از رازهای پنهان جنگ های قدرت طلبانه، با قرار دادن شخصیت اصلی در موقعیت ها و شرایط مختلف جنگی پرده بر می دارد. هیچ چیز به اندازه ی روایت های مستند از جنگ نمی تواند همچین پدیده ای را به درستی توصیف کند. نمایش نامه یک توصیف تمام عیار است. مسائل و پیشامد های جنگی، در اتفاقات و دیالوگ ها روزانه، با این روند که بدیهی به نظر برسند به روشنی بیان می شود. مثل صحنه ای که ننه دلاور قرار است به آشپز مرغی با قیمت بالا بفروشد اما آشپز قبول نمی کند و بحث ناخودآگاه به قحطی و دهقان های گرسنه که از زور گشنگی ریشه های درخت را می جوند، می کشد. صحنه هایی مثل صحنه ای که زن برای مراقبت از فرزندش صورت او را با خاکستر مشکی می کند تا از تجاوز دشمن در امان بماند یکی دیگر از صحنه هایی ست که از تلخ ترین پیامد های جنگ حرف می زدند.

به علاوه در نمایش نامه خیلی از مفاهیمی که جنگ خالق آن هاست زیر سوال می رود. مثل فضیلت. فضیلت هایی مثل وفاداری، شجاعت، فداکاری و هر آنچه که طالبان قدرت برای رام کردن زیردستان و بهره کشی هرچه بیشتر برای آن ها ساخته اند. 

آشپز: من گمان می کردم که فضیلت علامت خوبی باشد.

دلاور: نه، علامت این است که یک پای کار می لنگد. وقتی که فرماندهی گاو باشد و سرباز هایش را به منجلاب بکشاند، بیچاره سرباز ها باید نترس باشند. اسم این نترسی را می گذارند فضیلت. وقتی فرمانده آدم ناخن خشکی باشد و از خست، سرباز کم بگیرد، معلوم است که این سرباز ها از اول تا آخر باید مثل نره دیو پر زور باشند. اگر توقع فرمانده خیلی زیاد باشد، آنها چاره ای غیر از وفاداری ندارند. همه ی این ها خوبی هایی است که در یک مملکت منظم، با بودن امپراتور و افسر های لایق، به هیچ کدامش احتیاجی نیست. در یک مملکت حسابی اصلا داشتن فضیلت های بزرگ لازم نیست.

همچنین به دیگر حیله های جنگ طلبان مثل نسبت دادن جنگ به ایمان و یا "جهاد در راه خدا" اشاره می شود. با این بیان که ما غارت می کنیم، آدم می کشیم ولی جنگمان با بقیه ی جنگ ها فرق دارد. و آن هم اینکه جنگ ما جهاد در راه خداست. 

در قسمت دیگر ننه دلاور با بیان تجربه ای که در آن سود و زیانش با برد و باخت ارتش کشورش در تضاد بود، مفهوم برد و باخت را برای زیر دست ها زیر سوال می برد.

_می شود گفت که برای ما آدم های پایین دست برد و باخت در جنگ یکی ست و هر دو یک جور برایمان گران تمام می شود. فعلا بهترین کار برای ما این است که دور سیاست را خط بکشیم. د بخور پسر!

اینکه قرار است ماجرای جنگ را با یک زن دستفروش همیشه خاضر جواب و بامزه دنبال کنی برای من جذاب است. با وجود آنکه مفاهیم عمیقی در آن مطرح می شود به هیچ وجه خبری از پیچیدگی های عمدی وجود ندارد. بلکه سعی شده همه چیز به ساده ترین شکل ممکن بیان شود. یکی از ویژگی هایی که کارهای برشت را با بقیه ی نمایش نامه نویس های قزن بیستم متفاوت می کند. 

در حاشیه:

برشت توصیه کرده برای آنکه مخاطب احساس کند واقعیت با آنچه در صحنه می گذرد فاصله دارد، در ترجمه های شعر ها منظوم باشد. اما شعر های منظومی که در نمایش نامه ترجمه شده از متن اصلی جداست و به دل نمی نشیند. یک پرسش هم وجود دارد که چرا برشت ابتدای هر پرده علاوه بر اینکه توضیحی راجع به وضعیت تاریخی می دهد، خلاصه ی نیم خطی از اتفاقاتی که در پرده می افتد هم بیان می کند؟

اندیشه برشت:

عقیده ی برشت بر این است که نویسنده و به طور کلی هنرمند وظیفه دارد تا اندیشه های جدید بسازد و راه حل ارائه کند. او معتقد است که هنرمند باید مفید واقع شود. می گوید هنرمند نه آیینه است نه بلندگو. یعنی صرفا بازتاب نیست و باید راه کار بدهد. شاید علتش این باشد که هنرمند تاثیر گذار است و ارائه ی راه حل و عمل به آن وقتی با تاثر همراه شود، بیشتر جواب می دهد. او همچنین فلسفه و هنر را دو برادر هم گام و همزاد با هم می دانست.

۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان