_ شناخت یا دانشی که از طریق هنر درک می شود، تجربه ای از فرم یا شیوه ی دانستن یک چیز است و نه کسب دانش و آگاهی درباره ی آن چیز. چرا که هنر، شیوه ی گزاردن است نه گزاره. ( این مسئله خیلی مهم است. کسایی که فقط به دنبال آگاهی صرف هستن و هیچ چیز از هنر نمی فهمند عصبی کننده اند. حمایت از آثاری که صرفا قرار است اندیشه ای منتقل کنند بدون توجه به شیوه ی بیان آن اندیشه را هیچ وقت نمی فهمم)


_فرم تکنیک نیست. و هست. تکنیک امری آموختنی ست. و مقدمه ی فرم است. فرم امری زیستی: زیستن با خود، با جهان و با سوژه. از وجود، ریشه ها و زیست هنرمند زاده می شود. و از صدق با خود. 


_هنر، بناکردن خود _و خود مدام در حال شدن_ است. و استقرار فردیت.


جملات از سرمقاله ی مجله ی فرم و نقد است. حتی اگر با مسعود فراستی مشکل دارید می شود دو سه نوشته ای که از آن در مجله چاپ شده کنار بگذارید و مقاله های دیگر را بخوانید. خیلی از مقاله های این مجله برای اولین بار در ایران ترجمه شده و برای کسانی که دوست دارند در سینما و ادبیات و به طور کلی هنر عمیق تر شوند مفید است. یک مقاله هم از فریدون هویدا دارد که هم خوشحال می شوید به خاطر اینکه گاهی جایی یک ایرانی هم می توانست هم ناراحت که چرا از یک تاریخی به بعد دیگر نشد....