عقاید نوکانتی از آن من، شقایق نرماندی از آن تو

من به اندازه ی کافی عاشق بودم. فاصله ها برای من هم طولانی ست. جاده ها دقیقا همان بلایی را سر من می آورند که سر بقیه. بی پول بودم. من هم از خستگی میفهمم به ابولفضل. چرا وقتی تصمیم به رفتن میگیرم به هیچ کدامشان فکر نمیکنم پس؟ من خل این تلاش های یک طرفه ام که هیچ وقت هم از خودم نمی پرسم:" یعنی ارزشش رو داره؟". میخواستم در محدوده ی توان تا می شود تلاش کرد. اصرار کردم بیاید. من خل این اصرار های بی حاصل ام. گفتم هواپیما مسافت را کم می کند. از هفتگی هایم به اندازه ی پول کتاب و چیکن کریسپی و شارژ سیمکارت بر می داشتم و بقیه را می فرستادم تا پول روی پول جمع شود برای خرید بیلیط دیدار. من زیاد شنیدم که "دوره". زیاد شنیدم که "وقت ندارم" یا " هوا اونجا خیلی سرده" . من یک خلم که هیچ وقت، حتی یک ثانیه گذر نکرد از ذهنم:" یعنی ارزشش رو داره؟" 
پنج شنبه های دی ماه یکی یکی تمام می شود. دیگر هیچ پولی برای خرید بیلیط رفت و برگشت و ماندن و گذراندن وقت نمانده. پول ها را خرج کرد. خرج چیزی جز بیلیط دیدار. ما هیچ پنج شنبه ای در دی ماه وقتمان را با هم نمی گذرانیم و من همچنان برایش دورم. او همچنان برایم وقت ندارد. و هوای اینجا برای کلیه هایش خیلی سرد است. 
من به اندازه ی کافی عاشق هستم. میدانم حالا که همه چیز تمام شد نباید هیچ وقت از خودم بپرسم :" یعنی ارزشش رو داشت؟" .....
۱۵
هلما ...
۲۱ دی ۱۱:۲۴
یاد کی از ایستوریای اینستات افتادم که اسکرینش رو هنوز دارم. همین.

"فقط باس صبر کنم تا آدم بزرگ بشم"

پاسخ :

اره...
آسـوکـآ آآ
۲۱ دی ۱۱:۳۵
چی باید گفت
...

پاسخ :

:)
علی شبانه
۲۱ دی ۱۲:۰۹
شما خودت نمی‌دونی چقدر می‌تونم با چیزی که نوشتی ارتباط برقرار کنم.

پاسخ :

چ بد

حضرت کازیمو
۲۱ دی ۱۵:۳۷
نه بابا هیچی ارزششو نداره نرگسک :) 
خودتم میدونی :)

پاسخ :

من نگرانتم چرا انقد؟
ف.ع ‏ ‏‏ ‏
۲۱ دی ۱۶:۳۹
خیلی این پستو درک کردم :(

پاسخ :

ای بابا:(
حضرت کازیمو
۲۱ دی ۱۹:۱۳
تو نگرانمی چرا انقد؟

پاسخ :

شاید چون کمتر باهات حرف میزنم
علی دارمی
۲۱ دی ۲۲:۲۳
تیکه کلام من برای وقتایی که یه نوشته یا یه حرف منو از درون منفجر میکنه اینه: "ای وای..."
الان باید بگم: ای وای...

پاسخ :

چ خوب ک انقد تاثیر میذاره
من وقتی می نوشتم فک میکردم هیچکی ب چپشم نیست:دی
پسر مشرقی
۲۱ دی ۲۲:۴۲
مشکلت هنوز پوله یا دیگه کلا بی خیال شدی؟

پاسخ :

یه رابطه اونقد جزئیات داره و چیزهایی ک فقط درون خود رابطه معنا پیدا میکنه ک نمیشه طوری راجبش حرف زد. فقط یه تیکه ش شو میشه نوشت و میشه یه تیکه شو خوند
مشکل من کلا چیزهای دیگه ایه
. یاسون .
۲۱ دی ۲۳:۳۷
گمونم برای این لحظه هاس که باید اون جمله رو گفت که «آدم از کارای نکرده، بیشتر از کارای کرده پشیمون میشه» یا همچین چیزی. فلذا ارزش گذاری اصن مطرح نیست. آدم یا میره تو دلِ یه چی یا نمیره. که خب طبق اون جمله میشه گفت که از نرفتن، بیشتر از رفتن ممکنه یه روز پشیمون باشیم. 

پاسخ :

اره دقیقا توضیح متن بود کامنتت
مرسی ب خاطرش:)
حضرت کازیمو
۲۱ دی ۲۳:۴۶
خب بیا بیشتر حرف بزن 

پاسخ :

تلگرام خر شده. ولی بیشتر حرف میزنیم:)
حضرت کازیمو
۲۲ دی ۰۰:۲۳
فکر خوبیه نرگسک

پاسخ :

قلب
مهسا محمدی
۲۲ دی ۱۶:۴۴
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

پاسخ :

آخ گفتی
. امیررضا .
۲۵ دی ۱۹:۳۴
ای که از یار نشان می طلبی ، یار کجاست ؟

پاسخ :

امیررضا...
میم
۳۰ دی ۱۷:۱۹
من چرا اینقدر عنوانت رو دوست دارم وقتی نمی‌دونم معنی‌اش چیه:))
معنی اش چیه؟

پاسخ :

یه تیکه از اهنگ محسن نامجوئه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان