معشوقتان را بیشتر بخندانید. بیشتر او را بو کنید. در همه جا. کنار لباس های شسته. کنار عطر تند مرد بغل دستی در مطب دکتر. وقت باران. اینطور هر عطری برایتان لذت تداعی می آورد. به جای هدیه خریدن برایش هدیه بسازید. شالگردن، شعر، یادداشت و موسیقی یا گلدانی که گلش را خودتان پرورش داده اید. معشوقتان را زیاد غافل گیر کنید. هرروز جزئیات بیشتری در چهره ش کشف کنید. سعی کنید تا جایی که می توانید درکش کنید. از هر فرصتی برای نگاه کردن به تکان های آرام ماهی زیر پوست گردنش در نور آفتاب استفاده کنید. خوشحالش کنید. برایش بلند بلند کتاب بخوانید. عکس... تا میتوانید از معشوقتان عکس بگیرید، با دوربین و بی دوربین. وقت هایی که به چیزی خیره شده و در جای دیگری سیر می کند بهترین تصویر برای ثبت شدن در دل و جان است. برای وقت های تنهایی که قرار است در خلوتتان قربان صدقه ش بروید. برای حال خوبش، خلاقانه، تلاش کنید. و در اندیشه و روح طوری نفوذ کنید تا بتواند بالاتر رفتن و بهتر شدن را بعد از شما، به خاطر شما احساس کند 
فغان شیوه ی عاشقی نیست. همیشه فرصت برای بوسیدن و شنیدن صدای خنده ها وجود ندارد. فغان و التماس فقط از جان تان کم می کند. نیاز هایی که به دست او برطرف می شود رها کنید. نیازهایی هست که خودتان از پسش بر می آیید. مثلا معشوفتان را زیاد بخندانید. او را بو کنید. برایش هدیه بسازید. برای خوشحال کردنش خلاقانه تلاش کنید...