ببخشید که من کینه ای ام

روزهایی داشتم که تمام دغدغه زندگی م فقط یک شخص بود. علت هرچیز که می خواهد باشد، نتیجه ش عشق بود. همه چیز من را یاد او می انداخت. و تمام جمله ها درباره او بود. دوست هایم درک نمی کردند. دوست هایم دغدغه م را بی ارزش میدانستند و هربار که شروع می کردم به حرف زدن دست هایشان را تکان می دادند که :" ای بابا. هنوز که همونی. ولش کن دیگه. اه". حالا بعد این همه سال، بعد پنج سال، تک تک شان به نوبت دارند دچار می شوند.  چسناله هایشان شروع شده. اوایلش می توانستم تحمل کنم ولی دیگر بیش از این نمی شود. بعد از یک عالمه ابراز احساسات شان با یک یا دو کلمه جوابشان را می دهم و رد می شوم. روز هایی داشتم که تمام دغدغه زندگی م فقط یک شخص بود. پنج سال پیش. کسی به من گوش نمی داد. علت هرچیز که بود، نتیجه ش عشق بود. کار خاصی نمی کنم. فقط عین رفتار پنج سال پیش شان را به خودشان تحویل می دهم. دست هایم را تکان می دهم که:" ای بابا. بازم از اون حرف میزنی؟ چیز دیگه ای نداری راجبش حرف بزنی؟". تنها تفاوت مان در این است که آن موقع ها من تلخ می شدم و می ماندم ولی آن ها تلخ شدن را تحمل نمی کنند و من الان توسط دوتا از صمیمی ترین و قدیمی ترین دوست هایم بلاک شدم.

۴
هلما ...
۰۳ اسفند ۲۳:۰۸
و ببین چقدر تلختر میشود، هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت برا هیچ کس نگی و نگی و نگی و فقط بریزی تو خودت و فقط به چسناله هاشون گوش بدی و جواب کوتاه بدی... همه هم عادت کنند به آدم نبودنت، احساس نداشتنت...

پاسخ :

من اگ عقل الانم رو داشتم به هیچ وجه با هرکسی حرف نمیزدم از غمم و حال و احوالم. خوب میکنی ک نمیگی.
میم حا
۰۳ اسفند ۲۳:۵۴
ادم هرچی پخته تر بشه روابطش با یه سریا محدود تر میشه ، یه چیزایی رو تحربه میکنه که میبینه یه سری رفتار ها به ضررشه !

پاسخ :

اوهوم
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۴ اسفند ۱۵:۲۴
یه حالت خوبی هست که به هیشکی هیچی نمیگی و خودتی وخودت!
یه حالت خوب دیگه هم هست که دو سه نفر جمع میشیم دور هم آه و ناله راه میندازیم و آخرش هم میگیم بی خیال ما پوست کلفت تر از این حرف هاییم!

پاسخ :

اولی خوب تره
دومی واس من جواب نداده
حتی اگ همه مث هم باشیم بازم ترجیح میدیم بیشتر ب درد خودمون فک کنیم بعد این خودخواهی حال بد میاره
الکس وات
۰۴ اسفند ۲۱:۵۴
جالبه ولی ، تو خودت جدای از کینه چقدر برات قابل شنیدن و مشارکت بود این اتفاق که یکی بیاد پیشت برای دفعات حرف های تکراری و بی محتوا بزنه ؟؟؟ جدای از اینکه حالا برای خود اون فرد چه ارزشی داشت و مبنا رو روی ارزش اون فرد بذاری نه ارزش حرفی که میزنه . 
در کل کینه شاید توجیه باشه برای رفتار سردت . نه تو ، اونا هم نمیتونستن این حرف هارو خیلی بشنون . آدم دیگه ای هم نمیتونه . مگر تحت شرایط خاصی . 

پاسخ :

اگر هم قابل شنیدن نباشه، رفتارم به این شکل نیست. ب هر حال اون ادم الان نیاز داره راجع به این مسئله حرف بزنه. این ک من نیازش رو درک ننمیکنم و احساساتی که داره، اینطور باهاش رفتار نمیکنم. دوستایی دارم که هنوز از عشق سلبریتی شون میگن. از فلان خواننده. ب نظرم چرته. ولی درکشون میکنم. و میدونم گذراست. مسئله اینه ک اون لحظه برای اون آدم مهمه. 
اگرم کسی نمی شنوه، بهتره تلخ نکنه کسی رو. اصلا کسی ارزششو نداره باهاش حرف بزنی. از هیچی. از هیچ موضوعی. آدم خودخواه فقط فایده خودشو میخواد. سرگرمی خودشو. دغدغه ی خودشو تو حرفای بقیه میخواد. هممون همینیم. چرا حرف میزنیم اصلا باهم؟....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان