بهش گفتم پوست بدنم آسمان شب است. با ستاره های چشمک زن. شبیه آسمان شبی هستم که در حجم معنی ریخته شده و راه می رود. گفتم با انگشت سبابه اش ستاره هایم را بهم وصل کند. مثلا یکی از بینی تا پایین گونه. یکی از گردن تا استخوان ترقوه. یا ...


+ پست بازنشر شده از یک سال و یک ماه پیش.