نیاز دارم سیگار بکشم جلوت تا بهت نشون بدم هنوز اونقد حرفه ای نشدم که دودش نره توی چشمام و بعد توی یه مکان عمومی یه فحش ناموس و اول با صدای بلند بگم ولی وقتی به حروف اخر رسید یهو تن صدامو کم کنم تا جفتی بخندیم. مهسا توی این دنیا هرچیم سعی کنی یه جوری با دنیاهای متفاوت آدم های متفاوت اطراف خودتو جفت و جور کنی تا دوستی یا حتی ساده تر و سطحی تر، معاشرتی شکل بگیره، بازم نتیجه خیلی شیرین نیست. من آدم شبیه خودم رو میخوام. برام ابی میخونی؟

مهسا مهسا... مهسا برام نوشته :
تقدیم ب نرگس سبز

عجیب فکر میکنم ک ما شبیه همیم.حتا اگر در نقطه مقابل یکدگر هم باشیم اما یک تضاد لذتبخشی بینمان هست میدانم.تو از ان دست ادمها هستی ک میشود کنارشان راحت از شگفت انگیز ترین صحنه های سینمایی حرف زد ک برای من قشنگی اش فقط در ترکیب رنگ ها و موسیقی است.هیچ اتفاق خاصی توی ان سکانس هم ک نباشد باز تو میفهمی ترکیب رنگها و بوها و صداها چقدر میتواند خلق کننده یک صحنه شگرف باشد.تو از ان ادمها هستی ک میتوان کنارشان تا صبح فحش ناموس داد ب دنیاوبرای ادمهایی ک امدند و کشتند و بردند و رفتند تله گذاشت و نترسید.با تو میتوان بدون ترس از نگاه ادمها چانه مقنعه را از عمد کج کرد یا آلسترهای رنگی  را لنگه ب لنگه پوشید و سوییتشرتها را مثل چاله میدانی ها روی دوش انداخت و با صدای بلند بمرانی خواند با صدای بلند خندید با صدای بلند گریه کرد.با تو حتی میشود تفمان را بندازیم روی قضاوت ادمها..عجیب فکر میکنم ک ما شبیه همیم و میتوانیم دوست های ازراه دور فوق العاده ای باشیم و گنده دماغی تو ب غرغرهای من و گنده دماغی من ب فحش های تو در!کاش با هم سفر میرفتیم.کاش باهم یک رادیو ی قدیمی را روشن کنیم و تو درحالیکه دود سیگارت را پرت میکنی سمت مخالف من ,دوتا فنجان چای سیاه بگذارم روی دیواره حلبی یک ارتفاع بلند بعد پتو را تا زیر چانه مان بالا بکشیم و چراغ های شهر را با تنگ کردن چشممان بوکه کنیم و توی رادیو قدیمی کسی برایمان با صدای شاملو شعر بخاند و ما زیر لب تکرارش کنیم.من ب خودم قول داده ام امسال بیایم گرگان من ب خودم قول داده ام امسال تو را یا بین کوچه پس کوچه های گرگان ببینم یا تبریز!من ب خودم قول داده ام باهم یک سفر خارج میرویم.باهم دعوا میکنیم.همدیگر را کتک میزنیم باهم قهر میکنیم و باز اشتی و باز سفر میکنیم و باز تو کوله سنگینتر را میدهی ب من و من باز زیرلبم فحش ناجور میدهت تو باز انگشت سومت را سمت من میگیری و میخندی و من باز ب هیچ جایم نیست و چشمهایم را میبندم با صدای خودم برایت اواز میخانم.راستی کدام اواز را برایت بخانم رفیق؟