وقتی صبر و تحمل و اعتقاد به گذشت زمان به تو حمله میکنند

از آرامش خوشم نمی آید. خلا دارد و تپش قلب منظم. همش ثبات است و بی تناقضی. واکنش های معقول در برابر رنج های تازه و نبودن هیجان. آرامش را گذاشته بودم برای چهل سالگی به بعد که قرار بود روی صندلی لهستانی ام بنشینم و از پنجره به ابر های پنبه ای نگاه کنم. آرامش از آن دسته از چیزهاست ولی که نمیتوانی برای بودن یا نبودنش تصمیمی بگیری. تاثیر آنچه که برایت اتفاق می افتد. الهام یا درکی که دست خودت نیست. آرام شده ام. پر از آرامشم. حالم با خودم خوب است. ثبات دارم. تناقضاتم کم شده. تپش قلبم تا شروع می کند به زدن، با صبر و فهمیدن تحمل یکهو منظم می شود. لعنتی . پسر. من هنوز نوزده ساله ام و حالم از این وضعیت چهل سالگی به بعدی که پیدا کرده ام دارد بهم میخورد...

۶
هالی هیمنه
۲۷ مرداد ۰۰:۳۰
بدی‌اش اینجاست که نه آرامش را می‌شود مدت زیادی تحمل کرد و نه بی‌آرامی را. یک جور وضع افتضاحی است که مجبورت می‌کند به نظریه دو یا چند شخصیتی ایمان بیاوری، حتی اگر وجود نداشته باشد! :)

پاسخ :

باحاله:)
دالفوس ریموند
۲۷ مرداد ۱۳:۴۰
میخوای ارامشت بهم بخوره برو فلسفه بخون یا درست ترش "فیلسوف" شو . همیشه یه موضوع برا گاییدن ذهنت وجود داره و تا وقتیکه توضیح معقولی براش پیدا نکنی [شاید البته نوع واکنش از فرد به فرد تغییر کنه ] نمیتونی اروم بگیری و اما وقتی به نتیجه میرسی ارامش [ یا اشید بهتر باشه بگم رضایت ] ناشی ازش خیلی لذت بخشه ... ازون حسایی میاد سراغت که انگار فقط شاد نیستی بلکه ترکیبی از ارامش و رضایت و شادی و باور کن و بنظر من ارامش در حالت عادی مثه مردابه ... درواقع شاید باید به چنین چیزی گفت کرختی حتی ... ارامش واقعی [ از نظر من ] ارامشِ پس از یه تجربه‌ی تنش زاست ... این تجربه تنش زا میتونه استرس امتحانات باشه ... میتونه ترس از حامله شدن طرف باشه و و و ... درواقع بنظر من بدون تنش و هیجان یا همچین چیزایی ارامش معنا نداره و به هر مقدار که اولی بیشتر باشه دومی هم بیشتر میشه ... درهم تنیده اند درواقع [ به نظر من ]. ارامش پیرمرد 70 ساله ای که جلو خونش نشسته از جنس مردابه بنظر من ... 
----------------------------
و اینکه چرا نرگس "سبز"؟ 

پاسخ :

یه خورده دوره چیزی که میگی از چیزی که میگم مخصوصا اوایلش. أواخرش نزدیک میشه:)

چون سبز قشنگه 
هلما ...
۲۷ مرداد ۲۲:۰۸
سلام :)
روزت مبارک نرگس. هرچند تو در قید و بند روزا نیستی ولی خب روز عکاس فرق داره.

پاسخ :

سلام هلما:*
امروز مگه روز عکاسه؟ مرسی کلی:)
هلما ...
۲۷ مرداد ۲۲:۳۷
فرداست نرگس :)

پاسخ :

مرسی کلییییی
دالفوس ریموند
۲۷ مرداد ۲۳:۰۲
بخاطر اینکه انگار به متنت اونقدر توجه نمیکنم ; متنت یه جور بهونس که یه چیزی بگم که توجهت رو جلب کنم ... 
چراشو [تلاس برا جلب کردن توجهت ] نمیدونم ...

پاسخ :

قلب و بوس :*
دالفوس ریموند
۲۸ مرداد ۰۰:۵۱
خلاصه که بهونه دستم زیاد بده :)

پاسخ :

باش :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان