پوچ گرای اصیلی نیستم. وقتی ذهن چیزی میخواد و عمل چیز دیگه ای ه تناقضی به وجود میاد که رنجش زیاده برای انسان. طوری که دست و پا میزنه یه جوری ازش بیرون بیاد. تنبل ه برای خواسته های ذهنی ش، پس اون ها رو زیر سوال میبره. اینطوری به جای اینکه با فعالیت به خواسته ها برسه، با از بین بردن خواسته ها و تناسب بین هیچ خواستن و هیچ نکردن سعی میکنه تناقض رو از بین ببره. اینکاری ه که من میکنم. پوچ گرای اصیلی نیستم. 

اما یه سوالی که امروز از خودم پرسیدم این بود: تنبلی که همه خواسته هام رو برد زیر سوال، باعث نشد با بی معنا کردن همه چی به جنبه های مختلف اون خواسته ها که الان دیگه صرفا به یک موضوع برای فکر کردن تبدیل شدن برسم؟

جوابم این بود: بله.