خواستن

خواستن نمیفهمه. توى یه جاده بیابونى راه میره با چشم هاى بسته. دست دراز میکنه و دلش میخواد لطافت لمس کنه ولى هى از چیزهایى که حس میکنه ضربه میخوره. خواستن کوره. امیدواره الکى ه. گهه. فقط باید تو این راه بیابونى چشم هاشو باز کنه و بفهمه. بعد، نابود میشه.

۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان