هذیان کوتاه

یه دختره هست که خوب می رقصه و رژ لب نارنجی می زنه. تو خیال باهاش آشنا شدم. دوست دارم بین مبل های خونه برقصه و وقتی تموم شد برای تشویق از صدای نفس نفس زدنش لذت ببرم. یه نفس زدن صادقانه است. چیز دیگه اینکه من فهمیدم برای فکر کردن و زیر سوال بردن و بررسی مفاهیم خیلی وقت ها به مضاف الیه نیاز دارم. مثل : ارزش گذاری شخصی. سکوت با اندیشه. همین ها به ذهنم میرسه الان. چرا عاشق اینم که دیر سوار اسنپ بشم تا بعدش معذرت بخوام؟ چون از شوک شدن راننده هه سر اینکه این همه شعور به خرج دادم حال میکنم. پشت بوم ها رو دوست دارم. اونجا همه چی با کیفیت تر میشه چون. من دوستی ندارم ولی. i am buying the stairway to heaven. شایسته این رنج هستم؟ نشستم رو به روی دختری که پارسال به خاطر اینکه ازش تعریف کرده بود تپش قلب گرفته بودم. حالم خوش نیست. خیلی وقته خوب نیست. ادامه دار میمونه همونطور که می بینید و. 

یا چرا من انقدر کم فهمیدم؟ دیر فهمیدم؟ بی ارزش شدم.

۸
Sa Saj
۰۶ آذر ۲۳:۲۴
چه نوشته های قشنگی...
چه فضای ساده و زیبایی...
متفاوت و دوست داشتنی...

پاسخ :

قلب
دوست
۰۶ آذر ۲۳:۴۳
خیال بافیت قشنگه

پاسخ :

مرسى
دوست
۰۶ آذر ۲۳:۴۳
وقت کردی بهم سر بزن

پاسخ :

نه
ناشناس
۰۷ آذر ۰۰:۵۰
عاشقتم ولی

پاسخ :

هورا
ابوالفضل ...
۰۷ آذر ۱۶:۱۷
مهم خودتی و همین دلخوشی‌هات. از آخرای متنت خوشم نیومد... چون مطمئنم حسای موقتین...

پاسخ :

ها...
موقتى چند ساله داریم؟
ابوالفضل ...
۰۸ آذر ۲۳:۳۱
آره گاها...
بستگی به خودت داره بهش پر و بال دروغی بدی یا اینکه توی همون اندازه واقعیش نگاه کنی بهش.

پاسخ :

هوم
رامین :)
۱۸ آذر ۱۴:۱۰
سلام خوبی شما ؟

پاسخ :

سلام:)
مرسى کلى. امیدوارم خوب باشى تو ام و روزا خیلى سخت نگذرن ....
مار چلو
۱۱ اسفند ۰۰:۳۰
این تیکه از لدزپلین اینجا برام نامفهوم یود چرا !؟

پاسخ :

چون من براى خودم بیشتر مینویسم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان