غم حیف و میل کردن یک یادآوری قدرتمند

وقتی رسیدم جلوی موزه محمد گفت دوباره برگردم سمت پارک. و دقیقا همان موقع اتفاق افتاد. نور بود. نور زرد؟ نور کثیف. انگار شب نویز می انداخت روی تصویرم. سرم پایین بود. پایین نه روی کفش آدم هایی که از کنارم می گذشتند. پایین نه روی زمین. نه روی جوب. سرم پایین بود توی توی توی آن صحنه. به یاد آوردم. بعد صحنه را به یاد آوردم. از گردنش آویزان شده بودم و بوسیده بودمش. لب هایش؟ یادم نمی آید. فقط یادم می آید چیز تاثیر گذاری بود. لذت بخش بود. زمان از کار انداز بود. سبز بود. همه چیز بود. به نرده ها تکیه دادم و از لذت چشم هایم بسته شد. لبخند زدم. شاید پیروزمندانه مثلا.  قدرت یادآوری را کشف کرده بودم. چیزی که گذشته بود و شبیه وهم و خیال شده بود، یک جایی در ذهن ثبت شده و لعنتی! با یادآوری اش دوباره تمام چیزهایی که حس کرده بودی را حس میکنی!

فردا توی یک مهمانی کسل کننده دوباره ازش استفاده کردم. فقط سعی کردم به یاد بی آورم . اتفاق افتاد. چشم هایم از لذت بسته شد و لبخند زدم. توی اتوبوس موقع برگشت دوباره به یاد آوردم. توی کلاس نقد فیلم. توی پیاده روی های تنها. بعد خیلی آهسته، انگار ته ته ته یک موج خیلی آرام فقط به نوک انگشتت برسد و بعدم برگردد، فهمیدم یادآوری های بعدی تاثیر اولین یاد آوری را ندارد. انگار با هربار استفاده، از جانش کم می شود. از تاثیری که روی بدنم، روی بسته شدن چشم هایم داشت کم می شود. انگار تمام می شود. تخریب می شود. یک جور برگشت ناپذیر سگی هم هست. 

مثلا تصمیم بگیری امروز صبح روی مبل بنشینی و به یاد بی آوری. غم انگیز است. صحنه خوب توی خاطرت هست. حتی میدانی که یادت رفته لبش را بوسیدی یا نه. لبخندش را. نفسش را. اما کار نمی کند. یک بار دیگر امتحان می کنی. به دیوار رو به رو زل میزنی. کار نمی کند. تمام شده. تا آخرش را مکیدی و از آن صحنه یه پوسته پلاسیده کف ذهنت مانده که هروقت دیدیش یادت بیوفتد از دستش دادی. 

فهمیدم، یادآوری های قدرتمند تاریخ انقضا که نه، ولی محدودیت استفاده دارند. باید بگذاری جاهایی که واقعا نیاز داری، وقت های نیاز واقعا، وقت های خیلی بد و ناامید کننده یا دلتنگی های گهی ازش استفاده کنی. و من برای از دست دادن قدرتمند ترین یادآوری ام، قشنگ ترین صحنه زندگی ام، زمانی واقعیِ واقعی که ته آروزهایم بود جدا متاسفم.

۵
. امیررضا .
۱۷ دی ۱۱:۱۸
همیشه همینجوریه. گاهی بهش فکر می کنم و به نظرم خیلی طبیعی میاد. میشه با خیلی چیزها مقایسه ش کرد. مثلا با تاثیری که سردرد روی سر و مغز و ذهنت میذاره. مغز ، ذهن ، سر رو یه دستگاه در نظر بگیر وقتی مدت زیادی دچار اختلال باشه کم کم به خاطر اصطکاک کهنه میشه. به نظرم این کاریه که سردرد با آدم میکنه. بعد یه مدت دیگه هیچ اثری رو آدم نداره دردش میشه یه چیز طبیعی برات که میدونی مجبوری تحملش کنی. در مورد خاطرات هم همینه. چه خاطرات خوب چه بد. منتهی در مورد خاطرات خوب این یه چیز منفی به حساب میاد ، میدونی چرا؟ چون بعد از مدتی مرور و یادآوریشون دچار اصطکاک میشن و در نهایت سردرد و دیگه هم نه تنها لذتی نیستن بلکه به یه عذاب مداوم تبدیل میشن. اما در مورد خاطرات بد میتونن مثبت به حساب بیان. بعد مدتی باهاشون درگیر بودن و اصطکاک داشتن میشن جزوی از وجودت و یادت میره که روزی اذیتت میکردند.

پاسخ :

هوم. مرسى که اونور ماجرا، خاطره هاى بد رو هم نشون دادى
میتونم ازش استفاده کنم براى اینکه اگر ناخواسته یادآورى شد دیگه ناراحت کننده نباشه
آراگُل ‌‌
۱۷ دی ۱۹:۱۹
وای! مرسی که انقدر خوب توصیفش کردی. جداً خیلی ممنونم ازت.

پاسخ :

لبخند زیاد:)
Nargi
۱۷ دی ۲۲:۵۰
تند تند برامون بنویس. خیلی خوب بود. بوس به وسط پیشونیت

پاسخ :

عزیزم :*
هلما ...
۲۰ دی ۱۲:۴۵
خاطرات یه چیز خیلی لعنتیه که قابلیت این رو داره که شیره جونمونو بکِشه.!
بنظرم خیلی بده که رو کنترل و فراموش کردن این چیزا اختیار نداریم. یعنی چی یهو یه صدا، یه صحنه، یه حرف پرتمون میکنه وسط یه عالمه خاطره.

پاسخ :

اره اوهوم
الـی ‌ ‌
۲۶ دی ۱۶:۳۱
یه جایی هم خوندم که میگفت هر بار که سعی میکنی چیزی رو به یاد بیاری، درواقع خود اون اتفاق رو به یاد نمیاری، بلکه یاد آخرین باری که یادش افتادی تو ذهنت شکل میگیره. هر بار اون تصویری که دفه پیش تو ذهنت شکل گرفته رو به یاد میاری نه خود اون اتفاق و اولین بارش. شاید بخاطر همین آدم سهم به یاد آوردن‌هاش رو باید نگه داره واسه وقتایی که خیلی لازمه. تا بتونه نزدیک‌ترین تصویر نسبت به اون اتفاق رو به یاد بیاره.

پاسخ :

هوم. فقط یه اولین بار هست پس که درست همون اتفاق رو به یاد میارى. ولى در مورد این مطمئن نیستم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان